ای پرنده ی مهاجر سفرت سلامت اما ب کجا میری عزیزم قفست تموم دنیا...
ب یادت دارم این اهنگو گوش میدم تو کجایی ..و من کجام خیلی از هم دوریم
دلم برات خیلی تنگ شده خیلی زیاد دوس داشتم الان پیشت بودم دستتو میگرفتم میگفتم کمکت میکنم ک ترک کنی برااولین بار صدات میکردم داداش
تنها کسی ک بهش نیاز داشتم تو این روزا حتی بیشتر از مامان تو بودی🥲انقد برات گریه کردم ک دیگ چشام اشکی ندارع اما هنوزم قدرت اینو دارم تا دوماه اینده ۲۴ساعت گریه کنم هیچوقت فکر نمیکردم انقد دوست داشته باشم حتی شاید بیشتر از مامان
اگ خدا بخواد حاضرم ده سال از عمرمو بهش بدم اما تو وقتی میای خوب شی
تو حیفی 🥲
ارزوهات حیفن من تورو اون بالا بالاها میبینم با خنده های ساده و مظلومانت...کاش خوب شی داداشی من حاضرم همه عمرمو بدم تا تو فقط خوب زندگی کنی
بماند یادگار ۴بهمن