2821
2789
عنوان

زندگی جهنم

228 بازدید | 9 پست

میگن طلاق به خاطر خانواده بد شوهر....

کاری کردم ک هیچ راه پس وپیشی ندارم هر رور بهم بی احترامی میشه به هر روشی از طرف خانواده شوهر... شدم مثل کوزت صبح تا شب کلفتی... جوری شده که توقع دارن لباساشونم من بشورم... ب خودم خانوادم هر روز بی احترامی و تحقیر...

شوهرم بخشید و خاست ک باشم و یکم بهتر از قبل شده و بهم محبت میکنه و حالا جدا از شک و شهبه هایی ک براش وجود داره... 

ولی کسی منو ندید ک چرا اینکارو کردم چرا پناه بردم به یه نفر دیگه چی کم داشتم منم یه زنم یه زن زنی ک محتاجه به به عشق مردش به دوست دارم های گاه و بی گاه منی ک خودم باید میگفتم یکم بهم عشق بورز و میگفت مگه ما دوست پسر دوست دختریم بابا هیچ زنی نمیتونه بدون عشق لفظی تحمل کنه زن دیوانه وار میخاد ک مورد تعریف و تمجید و عشق شوهرش باشه.. میدونم میدونم هیجی هیچی هیچییییییی در ارتباط بودن با یه نفر دیگه رو نمیتونه توجیح کنه ولی کاش پسر و مردامون میفهمیدن یه زن از زندگیش چی میخاد... بی پولی. نداشتن خونه. نداشتن لباس. نداشتن ماشین همه جیو میشه تحمل کرد الا نداشتن عشف توجه.... دلم خونه... ن راه پس دارم ن راه پیش بعد ۴ سال عقد بودن... خانوادش برام زندگیو جهنم کردن ۲ ماه خونه مادرم نرفتم و اگه بعد مرخصی شوهرمم برم دعواهایی داریم بیا ببین نمیخان بزارن بعد عروسی جدا شیم.. زندگیم شده پوچ پوچ پوچ و فقط چون شوهرم خواست دارن منو تحمل میکنن ک اونم میگه نمیتونم حرعی بزنم دیگه بهشون میتونی تحمل کن نمیتونی طلاق بگیریم با وجود دوست داشتنی ک نسبت بهت دارم... خانوم ها کدومتون میتونید بدون اینکه شوهرتون بهتون عشف بورزه زندگی کنید مگه اینکه نیازهاتو برطرف کنه برا یه زن کافیه برا من نبود من محبتشو میخاستم من عاشفانه هاشو نیخاستم کممممم بهش نگفتم گوشزد نکردم اما هیچ و هیچ و هیچ ک الان باید تاوان نداشتن و کمبود هامو بدمممم..

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

کار خوبی کردی ...

منم باشم این کار و میکنم 

بماند که شوهر منم هیچی حالیش نیست 

به نظر من جدا شو 

این شرایط نه تنها خوب نمیشه که بدتر میشه 


خانوادش هم تا آخر زندگی درست نمیشن

حتی اگه بچه بیاری

شوهرت هم درسته محبت می‌کنه ولی میگه همینی که هست 


به نظرم حرمت ها شکسته شده اگه میتونی جدا شو

حقو بهت میدم ..ولی یه چیزی بگم همه مردا همشون مثله همن گفتاریو عشق و باید با کمک خودت ومشاوره درست کنی ..بیرون از زندگیت بیرون از خونت مردای دیگه همینن فقط برای جلب توجه محبت میکنن ..ببینی میفهمی اگه مرد متاهلی اینکارو کنه مطمئنا تو خونه عین شوهرته فقط میخواد بیرون خوش بگذرونه ...یا پسرای جوون ..خام ناپخته که فقط یه دوستت دارم و یاد گرفتن وقتی بری باهاشونم زندگی کنی یا رابطه جدی بشه باز مثله شوهرتن ...من کاملا به عنوان یه زن درکت میکنم ..خورد شدن توسط خانواده شوهرت و شوهرت که میگی نمیتونه از پسش بر بیاد میگه باشه طلاق ...اول از همه اگه بخوام توضیح زیاد بدم ...خارج حوصله س😬..ببین باید تو خانواده شوهر خودت حرف بزنی شوهرت پسر اون خونواده س و نمیتونه حرفی بزنه بزنه هم میگه منظور ندارن دلسوزن ..همیشه خودت بتون حرف بزن پشت شوهر قایم نشو..ببین مثلا به خانواده ت بی احترامی میکنی خجالتو بزار کنار بشین زل بزن تو صورت مادر و و یا هر کی از خانواده شوهر از خانواده ت دفا ع کن ..سخته اولش تت پته میفتی بعد یاد میگیری اونجوری یاد میگیرن بهت احترام بزارن ..برای چی میری خونه مادرت باید اونا خبر دار شن با شوهرت برو  باهم اومدین بگین رفتیم گشتیم رستوران رفتیم پارک یا هرجایی ..اصلا نگو کجا میریم کحا میایم یاد میگیرن دخالت تو رفت وامدتون نکنن ..چرا کار میکنی درسته عروس عین دختره ولی حدی داره وقتی بی احترامی بهت میکنن توام نباید بلند شی براشون ظرف بشوری که بریزن سرت.

کار خوبی کردی ... منم باشم این کار و میکنم  بماند که شوهر منم هیچی حالیش نیست  به نظر م ...

نمیتونم جدا شم بعد از ۴ سال خانوادم خیلی اذیت شدن و دارن میشن اولش کار نداشت الان ک همه چی اوکیه طلاق بگیرم جلو مردمی که به همه میگفتیم چقدر دامادمون خوبه آبرومون میره هر چند ک با اخلاق رفتار میکرد و همه خکب میدوننش

حقو بهت میدم ..ولی یه چیزی بگم همه مردا همشون مثله همن گفتاریو عشق و باید با کمک خودت ومشاوره درست ک ...

قضیه من فرق میکرد من تو اوج تنهایی اونیی ک دوسش داشتم قبل ازدواجم ک وقتی ازدواج کردم ۱ سال و چمد ماه بود رفته بود دوباره وارد زندگیم شد....

ن من مثل دخترشون😂 دخترشون میشینه من کاراشونو میکنم ظرف بشوز غدا درست کن جارو کن تمیز کن مرتب نکن نکنی هم دعوا و حرف و حرف و حرففففف....

زل میزنم تو چشاسون و دفاع میکنم ولی همیشه بازم من مقصر میشم و زبون دراز و بی چشم و رو ک بعد این کارم بازم زبونم درازه...

بعد اینکه هر وقت میخایم بریم بیرون همیشه مادرش میگه کجا اگه نگیمم باز میفهمه خونه مادرم بودم و اگه نگیم تا چند رور با پسرش قهر و با منم حرف نمیزنه و پسرش هم نمیتونه و تحمل این رفتارا و اعصاب خوردگی ها رو نداره میگه من بردیم نمیتونم اون زمانی ک تو روشون وامبسادم با کاری ک نباید خرابش کردی الان من نمیتونم حرفی بزنم و توام حرفی نزن چون تحمل اعصاب خوردی ها رو ندارم

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز