سلام من دیشب خواب دیدم که با بابام رفتیم یه جایی که خیلی از شهر دور بود و مسیر سختی هم داشت و بیابون طور بود بعد همینطور که رفتیم دیدیم مردم های زیادی هم میان که همه محجبه و مذهبی بودن بعد رفتیم تا رسیدیم به یه قبرستان که همش قبر شهید بود و در مرکزش تعدادی بیشتر از بیست و پنج تا قبر شهید گمنام بود که روی بعضی از این قبرها پارچه یا لباس بود و یادمه که وقتی با کلی تلاش رسیدم اونجا فقط گریه میکردم و حاجتم رو از خدا میخواستم و از یه طرف شنیدم یکی از صدا میزنه میگه این شهید شهید هادی هست و اینم بگم من دیشب یه کار بدی کردم با اینکه کلی قرآن خوندم و استغفار کردم نمیدونم چرا نشد که جلوی انجام اون کار رو بگیرم و وقتی به خواب رفتم این خواب رو دیدم .
به نظرتون تعبیرش چیه ؟!
خیلی دوران سختی رو دارم میگذرونم از همه جا بهم ظلم شده .