یاد اون روزا به خیر که تو عالم بی خبری بودم.فارغ از همه چی تو حال و کیف خودم بودم بازی میکردم می رفتم مغازه آبنبات می خریدم هر جا می رفتم اصلا کسی حواسش به من نبود اصلا انگار نبودم واسه خودم حال و هوایی داشتم.کاش می موندم تو همون روزا تو همون حال خوب بی خبری و بی فکری.یادش بخیر حالا خودم شدم دشمن خودم.دیگه نمی دونم چی داره به سرم میاد.