خوشبخت بشید و عاقبت بخیر عزیزدلم به سلامتیییی ای جونمممم
یه بار امدم انجام بدمش اونم هعی میگفت نفس بکش دردش یه دقیقست بعدش لذت میبری میگی کاش از اول میکردم این کارو ولی من اونجاهم خراب کردم حالم بد شد رنگم پرید عرق ریزه شدید که اونم گفت بعدا حالت بهتر شد انجامش میدیم منم فقط خواستم از سر باز کنم گفتم باشه
یعنی بهش اجازه بدم انگار تحملش تموم شده میگه دیگه داری پروو بازی در میاری چیزی بهت نمیگم وکالت خونده همش میگه برم شکایت کنم حقو میدن به من خودمم دلم نمیخواست هولش بدم نمیدونم دست خودم نیست بهم زیادی بخواد نزدیک بشه عرق ریزه میگیرم تپش قلب میگیرم بهم پرید مگه تو زن من نیستی?من با تو راحت نشم اروم نشدم برم پیش کی اخه یه جورایی دلم میخواد پا بدم ولی استرس اون حال بد نمیزاره اخه چیزی نمونده اردیبهشت میریم سر زندگیمون