2789
عنوان

خاطره لیزر

11174 بازدید | 33 پست

اولین جلسه لیزرم با کیف کوچیک رفته بودم...کیف پول رسید ها و گوشیم به زور توی کیفم جا گرفته بود طوری که سَری شخصی لیزر رو توی دستم گرفته بودم...صدام کردن رفتم توی اتاق لیزر گفت لباساتو دربیار آماده شو عزیزم گفتم همه رو؟گفت بله مگه فول بادی نیستی؟همه به جز سوت.ین...هرلباسی که درمیاوردم عذرخواهی می کردم طوری که آخرش حس می کردم فحشم می ده...آویز لباس رو نمی دیدم گفت لباسام رو می شه بذارم روی این میز گفت عزیزم آویز اونجاست آویزون کن بیا شروع کنیم

آویزان کردم دیدم عه ش.ورت مونده تو دستم یه نگاه به اپراتور کردم یه نگاه به کیفی که اصلا جا نداشت طی یک حرکت انتحاری ش.ورت رو گذاشتم تو جیب پالتو و با این قیافه زل زدم به اپراتور

اپراتور که دیگه قیافش شبیه سیامک انصاری زل زده بود تو چشمام گفت بیا عزیزم بیا

هستید؟

مادرم حامله نیست لطفا سوال نفرمایید⛔️

بله

عضوگروه نارنجی🧡تاریخ شروع ۱۰/۲۵🧡وزن اولیه۷۲😬وزن ثانویه ۱۱/۵:۶۹/۸۰۰😎وزن ثالثیه😅 ۶۸/۶۵۰:۱۱/۱۶😉وزن هدف اول ۶۵🔐هدف دوم۶۰🔐هدف نهایی ۵۸🔐💛من موفق میشم،دیگه وقتی عصبی بشم شکلات نمیخورم نوشابه انرژی زا و چیپس و کیک و کلوچه ممنوع🤧😜،،دوستان،کارآگاهان،کنجکاوان تاپیک اول مال من نیستتت من متاهلم چندساله ازدواج کردم

رفتم و شروع کردیم اواسط کار بود که گفت کف پاهاتو بچسبون به هم من هی عذرخواهی می کردم‌اون می گفت راحت باش عزیزم گفتم از پشت عینک زیاد دید ندارید مگه نه؟هیچی نگفت فکر کنم با خودش می گفت این دیگه چه جورشه....همون حین یهو یکی وارد شد و من واقعا فکر می کردم هرچی آبرو توی این ۲۳ سال جمع کردم تو اون روز به باد رفت خیلی عادی هم داشت شات می زد و هم با اون خانم صحبت می کرد و من واقعا حیران مونده بودم که این دیگه چه جورشه حالا دیگه عذرخواهیم دوتا شده بود هی می گفتم ببخشید و این دفعه دیگه اپراتور حتی جوابم رو نمی داد

مادرم حامله نیست لطفا سوال نفرمایید⛔️

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


بعدش اون خانم رفت بیرون و من نه چشمام جایی رو می دید و نه تو وضعیت مناسبی بودم تو حالت اغما بودم یه حسی می گفت مریم پاشو بپوش برو فرار کن....بعد که اپراتور اومد نوبت ساق پا بود باورتون نمی شه با هرشاتش همه ائمه و اقوام رو صدا می زدم از درد و هی می گفتم غلط کردم نمی دونم صدای کولینگ می ذاشت اپراتور زمزمه هام رو بشنوه یا نه....این حین شوهرش زنگ زد بهش و خانم گفت باشه الان عکسشو می فرستم و واقعا قلبم داشت از جا کنده می شد که نکنه با یه جلسه لیزر جهانی بشم که صدای کیفش اومد و از یه چیزی عکس گرفت

مادرم حامله نیست لطفا سوال نفرمایید⛔️

عزیزم درد داشت ؟هزینش کلا چقد شد

دردش هم توصیف کردم تو خاطره...ببین اون جا که بی حسی می زنی درد نداره...زیر بغل و دست نداره...بیکینی که بی حسی دادن زدم ولی ساق پاهام درد داشت این رو بگم‌که واقعا ارزش داره از نظرم و ۱۶۰۰ شد

مادرم حامله نیست لطفا سوال نفرمایید⛔️

چند جلسه رفتی؟پشمات تموم شدن؟

اگر روزی ازم بپرسن چه آدمایی رو بیشتر دوس داری، میگم اون‌هایی که توی زندگی بیشتر از همه رنج کشیدن. رنج! نه به منزله غم. که غم هم میتونه شکلی از رنج باشه. رنجی که به معنی رشد و رسیدن به نورِ امید وسط تاریک ترین روزهای زندگیشون باشه. اون آدم‌ها شاید زیاد کتاب نخونده باشن. شاید سواد زیادی نداشته باشن. شاید پولدار نباشن. ولی عمیقن. انسان های عمیق رو دوس دارم. اینکه حتی با سکوتشون هم حرف های زیادی دارن. اگه یه روزی ازم بپرسن چه آدمایی رو بیشتر دوس داری، میگم اون آدمایی که با رنج قد کشیدن ...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز