من همونم که خواهر دوقلو معلولم قرص خورده بود بلاخره دیشب ترخیصش کردن اوردم خونه من میدونستم که بیاد خونه اوضا خوب نمیشه هرچی به دکترش و پرستارا التماس کردم گفتم پدر مادر نداریم بذار بمونه حداقل یه روز اینجا باز میمونم و خیالم راحته که سونت بهش وصله سرم داره نذاشتن
ما هم پدر مادرمون تو نوزادی جدا شدن پدرمم بی مسعپلیت و معتاد مادربزرگمم سرطانیه منم معلمم خواهرمم معلول حرکتیه نمیتونه راه بره اقا ما اومدیم خونه خواهرم به شدت خوابش میاد همش وغذا هم نمیخوره به سختی بهش مایعات دادم دیشب خوابیدیم صبح ۸ مدرسه خواب مونده بودم بابامو بیدار کردم گفتم یکم دیگه به خواهرم آبمیوه بده قندش میوفته
ساات ۲ اومدم خونه دیدم خواهرمو همونجوری گذاشتن دریغ از یه قطره اب فکر کن بچه ای که مسموم بوده معدت شیت و شو دادن ۳ روز جز مایعات هیچی نمیخوره از شبش تا ۲ ظهر گشنه مونده
اومدم ابمیوه دادم دکتر اومد هرکار کرد رگ بگیره سرم بزنه نشد
عمم اومد با بابام دعوا کرد بابام داد میزنه چیکار کنم خوابیده بودم دیگه انقدر داد زدن داد بهتون میگما همو فحش میدادن بابام با من دعوا کرد فحش داد عمم سوپ اورده زود به خواهرم میگه حق نداری سوپی که اون اورده رو بخوری
خلاصه عمم هم رفت
حالا تو تاپیک های قبلیم میگین خواهرتو بزار بهزیستی
اخه بچه ای که از روی نبود حامی و محبت خودکشی کرده ببرم بندازمش بهزیستی با چه رویی این بچه دق میکنه دیگه