قول داد یه هدیه ای که خوراکی بود از منطقه محل زندگیشون بود برام بیاره من یه بار اونو مهمون کرده بودم
بعد یه شب سره یه مسئله کاری بهش پیام دادم باهم حرف زدیم اخر گفتم برام نیاواردی اونم گفت اره و یکم شوخی کردیم فرداش پیام داد فردا هستی گفتم تا یکم نیستم امروز یکم بود باوجود اینکه میدونست هستم نه پیام داد که بیا برات آورادم نه چیزی