امروز خونه یکی از بستگان به نسبت نزدیکمون دعوت بودیم بعد این خانواده ۳ پسر دارن که هر سه تا از من بزرگ ترن…
من یه خواهر کوچک ترم دارم که ۷ سالشه…
بعد همه خیلی ریلکس رو مبلا نشسته بودیم اون سه تا پسره سراشون تو گوشیاشون بود و خیلی شیک و مجلسی داشت پیش میرفت
تااااا اینکه صاحب خونه با ابجیم موز تعارف کرد یدونه موز کوچیک برداشت گرفت سمت ابجیم شروع کرد به اصرار که اره موزرو بخور و اینا
بعد ماه دخت(ابجیم)تو همون عالم بچگی گفت نه من فقط موز بزرگ میخورم
منم انگار باید بگم که ارههههه منم تو جمع هستم و اعلام حضور کنم😐
همه جا سکوت یهو من گفتم: ببین آبجی جون هر چی عمو بهت میده و بخور نگاه نکن کوچیکه یا بزرگ به حرف عموجون گوش کن و بخور
یعنی سه پسره که هر سه تا با گوشیاشون نامزد کرده بودن
یهو سرشون و آوردن بالا😭😭😐😐
همههه جاااا سکوت من تو شوک سوتیم😂😭