هر کسی نگاه میکنم خواهر شوهرش در عین بدی عرضه و معرفت هم داره خواهر شوهرای من خصوصا کوچیکه اینقدر بد ذات و بی معرفت بعد از اینا هستن که اگر به لباس هم خریدن قایم میگنن نبینی همه چیشون قایم هست پیام میده برای کسی شماره کاور مبلی رو میخوام یعنی در این حد نمیگه برای خودمه میان خونه آدم رسمی میشنن عین غریبه خواهر شوهرای خواهرم هر شب دعوتشون میکنن غذا بعد جالب اینه خواهر شوهر ای من عاشق خانواده شوهر هستن خواهر شوهر کوچیکم بچه خواهر شوهرش و میاره خونش و اینقدر بهشون میرسه بعد برای برادر خودش رسمی رفتار میکنه من اولین بار هست دیدم خواهر شوهر این شکلی که خانواده شوهر شو بیشتر از برادر دوست داشته باشه آخه ما اینجوری نیستم مثلا زن داییام یا مادرم عشقشون برادرشونه عقدش بود من از خالم فهمیدم خودشون قایم کرده بودن ازم در این حد مزخرف هستن آبرومو بردن بعد جالبه توقع دارن من شام دعوتشون کنم یا برم خونشون ولی اونا کاری نکنن مادر شوهرم اینجوری توقع داره به جای اینکه به دختراش بگه شما هوای برادرتون داشته باشید یا کارای خونه خواهر شوهر انجام ندید
به جای اینکه اونا خودشون برای برادرشون بکشن من میرفتم بهشون احترام میزاشتن برای بچش طلا بردم یا کادو برای عروسیش احترام گذاشتم دسته گل بردم خونش خودش مثل غریبه داخل عروسیم اومده کادو رو داده دست شوهرش به ما بده خودش نشست پیش مادر شوهرش
اولین باره میلینم کسی اینقدر علاقه داره با خانواده شوهر رفت و آمد داشته باشه 🤭🤭
بحث این نیست بحث اینه جوری رفتار میکنن انگار اونا برای من همه کاری کردن در صورتیکه هیچ کاری نکردن و شوهرم میکشم سمت خودشون اما در واقع هیچ کاری برای ما انجام نمیدن مادر شوهرم میاد میگه وای نمیخوای بری خونه دخترم میخوام حالیشون کنم وظیفه دخترته به برادرش برسه نه عروس رفتارشون غیر قابل تحمل هست
منم عروسمون ادم دهن لق و پر ادعا و افاده ای هست هر لباسی بخرم نشونش نمیدم چون میگه منم دارم من بهترشو میخرم این جنس اشغاله ک میخری
هرچی باشه ازش قایم میکنم چون خودش بده
یه دیالوگ غمگین هست که میگه :"کاری نکن ازت متنفر بشم ، دوست داشتنت ب اندازه کافی دردناک هست ... موقع جدایی بهش بگید خوشحالم که حداقل سایه تاریک زندگی تو نشدم ، باشد که خاکسترم محرابِ ققنوس نجات یافته ی تو باشد . و در نهایت کسی قلبت را میشکند که به او گفته بودی از شکسته شدن خسته ای ... کدوم بدتره ؟ زندگی کردن مثل یه هیولا ..،، یا مردن مثله یه انسان خوب ...و چقد ترسیده بودی زمانی که از خودم به خودم پناه آورده بودی ... شبیه کسایی که بهت آسیب زدن نشو ، شبیه کسایی شو که کمکت کردن بهتر شی ....
یه چیز بگم همه چی از رفتار خودت نشأت میگیره منم عروسمون ادم دهن لق و پر ادعا و افاده ای هست ه ...
وقتی چیزی نمیدونی حرف الکی نزنید به اندازه ای که بهشون احترام گذاشتم باش رفتم آرایشگاه برای پاگشاش اومدم غذا پختم ولی وقتی ازش خواهش کردم بام بیاد آتلیه آلبومشو نشونم بده ازم قایم کردن یک میلیون ضرر زدن بیعانه داده بودم آتلیه برای خواهر خودم سیصد تومن بردم برای بچشون برای اون طلا خریدم چهار میلیون برای عروسیش دسته گل با پول تزیین کردم بردم براش ولی خودش تو عروسی ما فقط نشست پیش مادر شوهرم حتی نرقصید زن برادر مثل من وجود ندارد همه اقواماشون از من تعریف میکنن و دو تا داماد و عروسشون باشون قهر هستن فقط من بهشون احترام میزاشتم اقواماشون هم بهم گفتن زن دایی شون که اینا آدمای دروغ گویی هستن به دامادشون هم دروغ گفتن دامادی که اینقدر خوب بود الان دیگه نمیاد خونشون وقتی چیزی نمیدونی حرف بی خود نزن خانوم محترم
وقتی چیزی نمیدونی حرف الکی نزنید به اندازه ای که بهشون احترام گذاشتم باش رفتم آرایشگاه برای پاگشاش ا ...
تاپیک زدی ک نظر بدیم 😐
یه دیالوگ غمگین هست که میگه :"کاری نکن ازت متنفر بشم ، دوست داشتنت ب اندازه کافی دردناک هست ... موقع جدایی بهش بگید خوشحالم که حداقل سایه تاریک زندگی تو نشدم ، باشد که خاکسترم محرابِ ققنوس نجات یافته ی تو باشد . و در نهایت کسی قلبت را میشکند که به او گفته بودی از شکسته شدن خسته ای ... کدوم بدتره ؟ زندگی کردن مثل یه هیولا ..،، یا مردن مثله یه انسان خوب ...و چقد ترسیده بودی زمانی که از خودم به خودم پناه آورده بودی ... شبیه کسایی که بهت آسیب زدن نشو ، شبیه کسایی شو که کمکت کردن بهتر شی ....
دعوت میکنن یا بدون دعوت منظورشونه؟ من بودم مثل خودشون رسمی بودم اما مودب و گرم جوری که خودم خوش باشم
منم دیدم باید همین کار کنم باردارم مادر شوهرم بام دعوا کرد یه شب سر غذا بعد منم قهر کردم اومدم خونه بابام بعد پیش شوهرم نقش بازی میکنن الان از شوهرم میپرسن جنسیت بچه چیه به همسرم گفتم حق نداری بهشون بگی اونا که منو کمک نکردن هزینه و پول شوهرم بهشون میده ولی احترام برای دختراش میزاره فقط خیلی دلمو شکستن الآنم خودش و دخترش میپرسن از شوهرم بچه پسره میترسن بچم پسر باشع
اما تو هم باهاش مثل خودش باش و اینقد رفتار اون برات مهم نباشه
یه دیالوگ غمگین هست که میگه :"کاری نکن ازت متنفر بشم ، دوست داشتنت ب اندازه کافی دردناک هست ... موقع جدایی بهش بگید خوشحالم که حداقل سایه تاریک زندگی تو نشدم ، باشد که خاکسترم محرابِ ققنوس نجات یافته ی تو باشد . و در نهایت کسی قلبت را میشکند که به او گفته بودی از شکسته شدن خسته ای ... کدوم بدتره ؟ زندگی کردن مثل یه هیولا ..،، یا مردن مثله یه انسان خوب ...و چقد ترسیده بودی زمانی که از خودم به خودم پناه آورده بودی ... شبیه کسایی که بهت آسیب زدن نشو ، شبیه کسایی شو که کمکت کردن بهتر شی ....
کسایی که منو میشناسن میدونن حق با منه چون پیامی خودش تو گوشی همسرم دیدم دامادشون پدر و مادرش ...
ولشون کن
یه دیالوگ غمگین هست که میگه :"کاری نکن ازت متنفر بشم ، دوست داشتنت ب اندازه کافی دردناک هست ... موقع جدایی بهش بگید خوشحالم که حداقل سایه تاریک زندگی تو نشدم ، باشد که خاکسترم محرابِ ققنوس نجات یافته ی تو باشد . و در نهایت کسی قلبت را میشکند که به او گفته بودی از شکسته شدن خسته ای ... کدوم بدتره ؟ زندگی کردن مثل یه هیولا ..،، یا مردن مثله یه انسان خوب ...و چقد ترسیده بودی زمانی که از خودم به خودم پناه آورده بودی ... شبیه کسایی که بهت آسیب زدن نشو ، شبیه کسایی شو که کمکت کردن بهتر شی ....