می خوام یه داستان تعریف کنم وخلاصه می گم:
می گن پیامبر قبریه جوون رو دید که بدجوری توعذاب بود ومی فهمه به علتی مادرش ازش ناراضیه،مادرشو رو میارن بالای قبر اون جوون تاحلالیت واسه ش بگیرن اما مادر قبول نمی کنه
می فرستن دنبال اهل بیت تا به خاطر اونا حلالش کنه،حضرت علی می گن مادره قبول نمی کنه،حضرت زهرا می گن بازم پسرشو حلال نمی کنه....
تا نوبت به حسین بن علی می رسه،وقتی آقا رو می زنه پیرزن سریع قبول می کنه وحلالش می کنه
ازپیرزن می پرسن چی شد؟
میگه دیدم فرشته ها باغضب نگاهم می کنن ومی گن مبادا روی حسین رو زمین بندازی
حسین رو واسطه کنی روت زمین نمی افته😊