2777
2789

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

هستم علوم

امضام بخونید👈آقایون لطفا نه ریپ بزنید نه پست بزارید!!!!!!!!وقتی میگم خداحافظ یعنی دیگه پیامتونو نمی خونم😊باافتخار دختری، ایرانی وچادریم😌❤️الحمدالله کشورمون جزبهترین کشورهاست🙂البته چه خوب میشه اگر اینقد کشورونکوبونیم🙄بیاین به هم قول بدیم که تاوقتی که کاملا تحقیق نکردیم درمورد کشور ورهبری بدوبیراه نگیم😁معمولا درتاپیکهایی که گروه سنی خاصی تو عنوان ننوشته شده باشه وپاسخ داشته باشم نظر میدم✅️🙃

تاریخ

۲۲ آبان ۱۴۰۳ بیبی چکم مثبت شد خدایا شکرت🥹😍جوجمو سپردم به خودت😍امشب ۲۶ آبان رفتم سونو و گفتن زیر یکماهی و دیدم ساکتو فرستادی اما خودت هنوز نیومدی🥺جان مادر من و بابایی از ذوق داشتنت نمیدونیم چیکار کنیم زودتر بیا تو دلم🥹😍🫂جوجوی منننن ۱۸ آذر رفتم دیدم قلب کوچولوت داره میتپه فدای اون قد و بالای کوچولوت بره مامان😍

جغرافیااااااااااااااا

‌قطره، دلش دریا می‌خواست. خیلی وقت بود که به خدا گفته‌بود.هر بار خدا می‌گفت «از قطره تا دریا راهی‌ست طولانی. راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا شدن نیست.»قطرہ عبور کرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ایستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به آسمان رفت. و هر بار، چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.تا روزی که خدا گفت «امروز، روز توست! روز دریا شدن.» خدا قطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا را چشید. طعم دریا شدن را. اما...روزی قطره به خدا گفت «از دریا بزرگ‌تر، آری از دریا بزرگ‌تر هم هست؟» خدا گفت «هست.»قطره گفت «پس من آن را می‌خواهم. بزرگ‌ترین را. بی‌نهایت را.»‌خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: «اینجا بی‌نهایت است.»آدم عاشق بود. دنبال کلمه ای می‌گشت تا عشق را توی آن بریزد. اما هیچ کلمه‌ای توان سنگینی عشق را نداشت. آدم همه‌ی عشقش را توی یک قطره ریخت. قطره از قلب عاشق عبور کرد. و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید، خدا گفت «حالا تو بی‌نهایتی، زیرا که عکس من در اشک عاشق است :)
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز