2777
2789
عنوان

شعررر

234 بازدید | 6 پست

سلام هرکسی ی شعر آموزنده بنویسه ❤️شاید تو زندگیمون به درد خورد 

خودم

کنارت تا ابد میمانم و قطعیست تصمیمم

مگر اینکه دل تو تحت تاثیر کسی باشد:)

برای هرچه میجنگم بجز قلبی که با من نیست...

و بی شک میروم وقتی دلت پیش کسی باشد‌...

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

راه گم کردم، چه باشد گر به‌راه آری مرا؟
رحمتی بر من کنی و در پناه آری مرا؟

می‌نهد هر ساعتی بر خاطرم باری چو کوه
خوف آن ساعت که با روی چو کاه آری مرا

راه باریک است و شب تاریک، پیش خود مگر
با فروغ نور آن روی چو ماه آری مرا

رحمتی داری، که بر ذرات عالم تافته‌ست
با چنان رحمت عجب گر در گناه آری مرا...

خاطرم تیره‌ست و تدبیرم کژ و کارم تباه
با چنین سرمایه کی در پیشگاه آری مرا

ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)

درد یک پنجره را پنجره‌ها می‌فهمند، معنی کور شدن را گره‌ها می‌فهمند، سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین، قصه‌ی تلخ مرا سرسره‌ها می‌فهمند، یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن،چشم‌ها بیشتر از حنجره‌ها می‌فهمند


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز