2777
2789
عنوان

جاری سمی ۲

| مشاهده متن کامل بحث + 1082 بازدید | 80 پست
من تو زندگی قبلیم ی جاری داشتم خیلی دخالت وحسودی میکرد شب حنابندان ماشینش ماشین عروسمون بود برادرشوه ...

مادرشوهر من از ترس اینکه جاریم مراسم حنابندان منو به هم نریزه یواشکی برام خرید عروسی کرد و گفت اصلا چیزایی که خریدمو نشونش نده چون ممکنه همونجا دعوا راه بندازه بگه چرا برای این خریدی برای من نخریدی.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بیشهورتر از هرچی فکر کنی  دیگه بهش گیرندادم ک چرابازن داشت چت میکنی،چراجواب پیاماشومیدی،چرا ب ...

احسنت اما الان شیرینی زندگیت بهتربهت میچسبه

 الهی شکر من کاری باکسی ندارم اما کسی دخالت کنه منم جوابشو میدم نه دوست دارم تو زندگی کسی دخالت کنم نه دوست دارم کسی تو زندگیم دخالت کنه  

اهانت به نظرات =با ابلاغ گزارش اعلام دوستی ازطرف مرد=با ابلاغ گزارش
من تو زندگی قبلیم ی جاری داشتم خیلی دخالت وحسودی میکرد شب حنابندان ماشینش ماشین عروسمون بود برادرشوه ...

این همه آدم ، منبر چجوری جا شد تو ماشین ؟ بره بالا ؟

❤️ اگر میخوای خودتو بشناسی به خوبی نگاه کن که عاشق چه کسانی هستی و از چه کسانی متنفری، هر ادمی کپی کوچکی از معشوقه هاش میشه ❤️.تمام زندگیم این بود = محبت حضرت علی (ع)❤️زندگی خوب رو سلمان داشت که همه چی رو رها کرد و رفت به دامن علی پناهنده شد، زندگی خوب رو "جُوون" داشت، برده ی سیاهی که احتمالا باورش نمیشد "امیری حسین و نعم الامیر"  ی که با شوق فریاد زد تا ابد با اشک و سوز تکرار بشه، زندگی خوب رو "بشر بن حارث" داشت که گذر امام کاظم(ع) به دم خونه اش خورد و از مجلس رقص و شراب، به مقامات عالی رسید، زندگی خوب رو اون شاهزاده ی رومی داشت که به شیرینی عشقی که تو قلبش حس کرد، ناشناس بین برده ها و کنیز ها رفت و توی شرایط سخت زندگی کرد ....توی این دنیا زندگی خوب فقط برای کسایی بود که طالعشون به امامشون گره خورده بود  ❤️یا مبدل السیئات بالحسنات... طالع من رو هم به امام زمانم گره بزن ❤️
مادرشوهر من از ترس اینکه جاریم مراسم حنابندان منو به هم نریزه یواشکی برام خرید عروسی کرد و گفت اصلا ...

دم مادرشوهرت گرمم که هواتو داره

اهانت به نظرات =با ابلاغ گزارش اعلام دوستی ازطرف مرد=با ابلاغ گزارش
این همه آدم ، منبر چجوری جا شد تو ماشین ؟ بره بالا ؟

برادرشوهرم وزنش منو شوهرسابقم آهان داشتم اینو توضیح میدادم که کلا دوتا برادربودن وچندتا خواهر نگفتم که همه تو ماشین عروس بودن😂

اهانت به نظرات =با ابلاغ گزارش اعلام دوستی ازطرف مرد=با ابلاغ گزارش
برادرشوهرم وزنش منو شوهرسابقم آهان داشتم اینو توضیح میدادم که کلا دوتا برادربودن وچندتا خواهر نگفتم ...


  

❤️ اگر میخوای خودتو بشناسی به خوبی نگاه کن که عاشق چه کسانی هستی و از چه کسانی متنفری، هر ادمی کپی کوچکی از معشوقه هاش میشه ❤️.تمام زندگیم این بود = محبت حضرت علی (ع)❤️زندگی خوب رو سلمان داشت که همه چی رو رها کرد و رفت به دامن علی پناهنده شد، زندگی خوب رو "جُوون" داشت، برده ی سیاهی که احتمالا باورش نمیشد "امیری حسین و نعم الامیر"  ی که با شوق فریاد زد تا ابد با اشک و سوز تکرار بشه، زندگی خوب رو "بشر بن حارث" داشت که گذر امام کاظم(ع) به دم خونه اش خورد و از مجلس رقص و شراب، به مقامات عالی رسید، زندگی خوب رو اون شاهزاده ی رومی داشت که به شیرینی عشقی که تو قلبش حس کرد، ناشناس بین برده ها و کنیز ها رفت و توی شرایط سخت زندگی کرد ....توی این دنیا زندگی خوب فقط برای کسایی بود که طالعشون به امامشون گره خورده بود  ❤️یا مبدل السیئات بالحسنات... طالع من رو هم به امام زمانم گره بزن ❤️
آره اونا اعتماد منو از دست دادن ،ولی من نمی خوام قهر و کدورت باشه بین خانواده ها برای همین  محب ...

ببین من توزندگی قبلیم جاریم خیلی رومخ بود بیش ازحد دخالت میکرد تو این زندگیم تا شوهرم خودش گفت ازرفتاراشون خوشم نمیاد منم ازخدا خواسته قبول کردم چون نمی‌خواستم کابوسهای قبلی دوباره تکراربشه

اهانت به نظرات =با ابلاغ گزارش اعلام دوستی ازطرف مرد=با ابلاغ گزارش
😂چقد سوخته بنده خداشب عروسیتون

انقدرزرمفت زد که دهن منو باز کرد می‌گفت شب حنابندون دوماد نباید بیاد دنبال عروس آرایشگاه منم زنگ زدم گفتم اگه نیای دنبالم کلا عروسی رو بهم میزنم به زن داشت چ ربطی داره موقعی که دوماد اومد آرایشگاه دنبالم اونم افتاد دنبالش اومد تو آرایشگاه داماد داشت اززیباییم تعریف میکرد باز حسودیش شد گفت بسه چقدر تعریف می‌کنی مهمونا میرن 

اهانت به نظرات =با ابلاغ گزارش اعلام دوستی ازطرف مرد=با ابلاغ گزارش
ببین من توزندگی قبلیم جاریم خیلی رومخ بود بیش ازحد دخالت میکرد تو این زندگیم تا شوهرم خودش گفت ازرفت ...

آخه ما زیاد فامیل نداریم نمیشه قطع رابطه کنیم وگرنه تنها میشیم و بچه هامون بالاخره با بچه های اونا در آینده بازی می کنند،خواهر و برادرهای من و بچه هامون خارج از کشورند فقط می مونه فامیل شوهرم .

آخه ما زیاد فامیل نداریم نمیشه قطع رابطه کنیم وگرنه تنها میشیم و بچه هامون بالاخره با بچه های اونا د ...

منو شوهرمم فقط همو داریم منم با خانوادم رفت و آمد ندارم وقتی دخالت باشه همون بهتر که کسی رو نداشته باشیم اینطور کسا نباشن آرامش بیشتره تاپیکهای قبلمو بخونی متوجه میشی من خییییییییلی زخم خوردم ازخانواده زندگی گذشتم شوهرمم اززندگی گذشتشو خانوادش خیری ندیده تصمیم گرفتیم بجای بحث آدمهای سمی رو اززندگیمون حذف کنیم

اهانت به نظرات =با ابلاغ گزارش اعلام دوستی ازطرف مرد=با ابلاغ گزارش
منو شوهرمم فقط همو داریم منم با خانوادم رفت و آمد ندارم وقتی دخالت باشه همون بهتر که کسی رو نداشته ب ...

ان شاالله هر تصمیمی گرفتید خوشبخت و موفق باشید عزیزم.و خدا خانواده همسرت رو هم هدایت کنه ان شاالله

ان شاالله هر تصمیمی گرفتید خوشبخت و موفق باشید عزیزم.و خدا خانواده همسرت رو هم هدایت کنه ان شاالله

ممنونم عزیزم امیدوارم شماهم درکنارهمسرتون خوش باشین منم دلم میخواست باخانوادهامون رفت و آمد کنیم اما متاسفانه به هیچ صراطی مستقیم نمیشن آدم ی وقتایی مجبوره علی رغم با طنیش رفتارکنه ما به این نتیجه رسیدیم تا کی زجر وعذاب مگه چقدر باید بخاطر رفتار دیگران زجر بکشیم آخه نه من نه شوهرم اصلا کاری به زندگی کسی نداریم دیدیم اینجوریه گفتیم مگه چقدرآدم زندگی می‌کنه من خودم ناراحتی قلبی گرفتم دیگه گفتیم 

 چ خانواده خودم چ خانواده همسر یا هرکسی دیگه به قول خود قرآن دیگه قابل هدایت نیستن وخدا رهاشون کرده به حال خودشون 

اهانت به نظرات =با ابلاغ گزارش اعلام دوستی ازطرف مرد=با ابلاغ گزارش
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز