2777
2789
عنوان

شوهرم گفت..

| مشاهده متن کامل بحث + 546 بازدید | 49 پست

اشتباه تو اینه که از اول قبول کردی با مادر شوهرت اینا زندگی کنی

واقعاً تعجب میکنم چطور دوتا خونواده تو یه خونه با هم زندگی میکنن مگه میشه؟

آخه پیش مامان بابات ناراحت بودی که اومدی با مامان بابای اون زندگی کنی؟


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

با احترام گوه خورده بگیر جرش بده بابا خشتک همچین مردیو میکشم  و سرش مگه متاهل میره پی عیاشی از اولش نباید می اشتی تا انقد پررو نشه اعصابم خورد بود بدتر شد

شب غم انگیز تو نیز بگذرد.    اما در این میان دلی ز دست میرود
اشتباه تو اینه که از اول قبول کردی با مادر شوهرت اینا زندگی کنی واقعاً تعجب میکنم چطور دوتا خونواده ...

تو‌بچگی ازدواج کردم و چون پسر عموم بود . هیچی نمیدونستم 15سالگی ازدواج کردم بخدا از همون سنم تا الان کلا ی آدمی ازم ساخته ک‌نمیدونم خدم با خدم چیکارکنم

با احترام گوه خورده بگیر جرش بده بابا خشتک همچین مردیو میکشم  و سرش مگه متاهل میره پی عیاشی از ...

یچیزی ازم ساخته ک نگام کنه اشکام خد ب خدا می‌ریزه فق نشستم گریه و غصه و غم دیگه هیچی نمیگم هیچ کاری نمیتونم بکنم

من 4سال قرص ضد بارداری می‌خوردم همه میگفتن اثرش تا ی سالم تو بدن آدمه نمیره و... من فق ی دوهفته قرص ...

بااین وضعیت ک شما گفتی بابد خیلی مراقب بودی آدم با حرف دیگران ریسک نمیکنه سر بچه اوردن

چطور خرجی میده پس انقد تو تفریحه؟ اصلا مسئولیت پذیر نیست همسرت 

ن بابا مامانش با ماست برای مامانش بقیه داداشاش چیزی میارن منم همون جام خدشم ماه ی باری دو ماه ی باری خرید می‌کنه 

بااین وضعیت ک شما گفتی بابد خیلی مراقب بودی آدم با حرف دیگران ریسک نمیکنه سر بچه اوردن

هوم اصلا نمیخاستم ن اینکه بچه نام بخاطر اینکه ی آدم بدبخت دیگه یی مث خدم نیارم😭

یچیزی ازم ساخته ک نگام کنه اشکام خد ب خدا می‌ریزه فق نشستم گریه و غصه و غم دیگه هیچی نمیگم هیچ کاری ...

خودتو عوض کن ببین عمه من اینجوری بوده ببخشیدت ولی بلانسبت تو الان نوه ام داره ولی شوهرش ازش سواری میگیره سرش هوو هم اورده ولی باز...خودش خیلی مهربونه ولی شوهرش...هزار تا مرض داره جوری شده میترسه به بابام زنگ بزنه پول تلفن زیاد بشه گیر میده بهش برا همین هروق زنگ بزنه بابام میگه قط کن من بزنم اونم عین تو سوخته و ساخته ولی منم الان ارزوم مرگشه همش میگم خدایا بمیره من راحت برم اون عممو ببینم خلاص بشه تو فامیلم همه میگن پخمه هس که هی سکوت کرد و کتک خورد

شب غم انگیز تو نیز بگذرد.    اما در این میان دلی ز دست میرود
تو‌بچگی ازدواج کردم و چون پسر عموم بود . هیچی نمیدونستم 15سالگی ازدواج کردم بخدا از همون سنم تا الان ...

برو به بابات بگو تو منو دادی به این 

خودت هم بیا درستش کن

منم مثل تو اول دبیرستان بودم که با پسر عموم ازدواج کردم

ولی من از اول به شوهرم گفتم که با هیچکس نمیخوام زندگی کنم خونه مستقل میخوام اونم قبول کرد خدا رو شکر الان هم هیچ مشکلی نداریم

شما اول باید خونتو جدا کنی 

چون تا با اونایی بی خیاله 

به فکر کار و زندگی نیست ، جدا بشید مجبور میشه برا اجاره و خرج خونه بره سر کار و دیگه وقت ولگردی و دختر بازی رو هم نداره


خاک تو سرش. خدا کمکت کنه. من اصلاً فکر اینکه شوهرم به زن دیگری حتی فکر کنه دیوونم می‌کنه. امکان جدای ...

اره امکانش نیست چون خانواده هامون خیلی سخت گیرن پسر عموم هست بچهامو چیکار کنم 😔🖤

اره امکانش نیست چون خانواده هامون خیلی سخت گیرن پسر عموم هست بچهامو چیکار کنم 😔🖤

اگه خیلی سخت گیرن جلوی ولگردی این آقا رو بگیرن. کاش میتونستی رو پای خودت وایسی و ترکش کنی. مرتیکه الدنگ. ی وقت ازش بیماری نگیری؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز