2777
2789
عنوان

تهمت

53 بازدید | 4 پست

چن وقت بود به فکرم رسیده بود برگه های دفترمو بسوزونم 

توش راجب اهداف ایندمو و این چیزا نوشته بودم

می خواستم بسوزونم تا پودر نشه قابل خوانش نباشه

رو گاز سوزوندم برگه هارو بعدشم یه لیوان اب ریختم تا داغیش بره

همون لحظه داداشم اومد خونه فکر کرد دعانوشتم 😑🤣 من اصلا بدم میاد ازین چیزا تا حالا سمتشم نرفتم میترسم

خلاصه گازو کف زدم پاک کردم

 زمینه انگ و تهمت فراهم شد

خدا کنه نره به بابام نگه 😶 بهش پر و بال بدن درصورتی که من بیچاره اصلا فکرم سمت این چیزا نرفته

خب واقعیتشو بگو😂  منم بعدش میسوزونومشون😂😂😂

باهاشون زیاد حرف نمیزنم صمیمی نیستیم

بابام اصلا باور نمیکنه هیچ میره تو کل فامیل پخش میکنه 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

2790
2778
2791
2779
2792