از مردی که از خودش اراده نداره و همش حرف خانوادشه و خیلی ترسوه که نمیتونه حتی باهاتون رو به رو بشه حرفشو بزنه از اینکه از این مرد طلاق بگیرم ناراحت نیستم از احساساتم که صرفش کردم از فداکاریام ناراحتم
قبل از اینکه ببیندش با حرفامم گفت سخت بشه درست بشه دقیقا اونهمه محبت افراطی که پدر مادرش کردن همونو انتظار دارن از توام میخوان مثل اون مطیع و چشم گو باشی ولی نمیدونن شخصیت تو اینجوری نیست بعد اینکه دیدش بعد جلسه های بعدی که میومد من رفتم گفتم غیب شده و حرفای شمام حرف کرده و بزرگش کرده گفت من ژئوگرام کشیدم فک کنم این بود اگه قبل ازدواج میومدین من نمیزاشتم ازدواج کنین این اقا هنوز به بلوغ عاطفی نرسیده شما یه ادم کاملا مستقل و مستحکم اون یه ادم به شدت وابسته و سست عنصر
عزیزم جدا شو اگر اینجور هست. ولی من خودم هم با بدترین شرایط دارم زندگی می کنم. خیانت کرده. ان قدر که دارم دارو اعصاب مصرف می کنم ولی مجبورم دارم به خاطر بچه ها زندگی می کنم. شما انگار بچه ندارید راحتین برای جدایی درسته؟