میدونم عزیزم ب خدا منم همش به خودکشی فکر میکردم به این فکر میکردی منی که توی ۲۵ سال زندگیم هیچ حرف زشتی درمورد خودم نشنیدم چجوری قضاوتم میکنن حرفایی بهم میزدن میذاشتی رو سنگ آب میشد و شوهری که حتی یک بار هم ازم حمایت نکرد دقیقا اونم بچه ننه بود پشت خانواده ش میگرفت
میدونی خیلی تلاش کردم خیلی غرورم شکست نخواستم زندگیم خراب بشه ولی همه چیز توی یک لحظه از چشمم افتاد