2777
2789
عنوان

طلاق

| مشاهده متن کامل بحث + 2739 بازدید | 130 پست
اینا دیگه کین خدایی

منم سر بعضی ادای لوس همسرم واقعا عصبی میشم اما داد و فریاد نمیکنم مثلا بحث زن دوم کرد اصلا هیچی نگفتم پدر مادرشم بودن من قبلیم بود یه حرفی بارش میکردم یا پیششون تو مراسم میگفت برم با دخترای دیگه عکس بندازمم هیچی نگفتم اما تو مراسم که گم شد گفتم اقا کجا بودی خسته شدم اینقدر دنبالت گشتم من نمیام تو پاهام درد میکنه سوییچو بیار برم ماشین تا پاهام یکم خوب شه رفت مامانشو اورد من به احترام اون گفتم باشه باباش اومد کفت ولش کن باهاش رفتم تو تا اخر مراسمم رقصیدیم بعدشم که دیگه گفتم همه اینارو کردن حرف واااای 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بخدا چون مادرم به رحمت خدا رفته مادرشو تو دلم جا دادم چه تو دوستیمون چه بعد ازدواج هر چند نیاز نداشت ...

عزیزم ملومه دستت بی نمکه خوندم ی کم از تاپیکاتو .باز خوبه تونستی درستو بخونی . خونوادت ک باباته ک اونم زن داره اینم ازینا . کاش مهاجرت میکردی مردهشور مرد ایرانیو ببرن 

عزیزم ملومه دستت بی نمکه خوندم ی کم از تاپیکاتو .باز خوبه تونستی درستو بخونی . خونوادت ک باباته ک او ...

بابام دیابت داره هم چشاش هم قلبش عمل شد پارسالم یه انگشت پاشو از دست داد درسته تو بچگی ولم کرد اما الان بهم احتیاج داره یه بار زنگ بزنم جواب نده نگرانش میشم هر روز میارمش از خونش پیش خودم بعد میبرمش خونش به جز پنج شنبه جمعه 😔

عزیزم ملومه دستت بی نمکه خوندم ی کم از تاپیکاتو .باز خوبه تونستی درستو بخونی . خونوادت ک باباته ک او ...

گفتم روی خوش میبینم یکم روحیم برمیگرده بدتر شدم 😔 بخاطر بابام ازدواج کردم بیشتر چون تو بیمارستان میگفت ارزو دارم تو رخت عروسی ببینمت چند بارم رفت تو هیپوگلیسمی افت شدید قند خون برش گردوندم خدا برده اونروزارو نیاره چقدر سر زخماش و پانسماناش گریه کردم وقتی با سرم میشستم چون مادر بزرگمم اینجوری شد ولی پاهاشو اونو قطع کردن بعدم فوت کرد خیلی استرس داشتم 

گفتم روی خوش میبینم یکم روحیم برمیگرده بدتر شدم 😔 بخاطر بابام ازدواج کردم بیشتر چون تو بیمارستان می ...

زندگیت شبیه منه ی کم

منم مامانم دیابت داره انسولینی پاشو عمل کرد زانوشو عفونت کرد بدبخت شد الان ویلچریه 

شوهر منم رف گمو گور شد قهر کردمنم غیابی جدا شدم

زندگیت شبیه منه ی کم منم مامانم دیابت داره انسولینی پاشو عمل کرد زانوشو عفونت کرد بدبخت شد الان ویل ...

خیلی سخت بود از اول زندگی برام الان فکر میکردم خوشبختی بهم رو کرده با کسیم که دوستم داره اما نفهم بودم تو این چهار سال دوستی قبل عقد نفهمیدم چقدر بی اراده و بچس و میترسه 

خب اشتباهتون همینه..همه فامیلاتون ریختن وسط واسه پادرمیونی..ی جورایی هول و دستپاچه...اونام ازخداشونه ...

به خالم اینا زنگ زدم که نیاین نمیخوام اینهمه رفتیم بسشونه واقعا

عقدم هفت ماهه ۲۷ سالمه کاش باهاش رابطه نداشتم لااقل اینقدر نمیسوختم


اصلا نگران رابطه هم نباش..سرتو گرم کن..جلوی پدرت خیلی خودتو غصه دار نشون نده..ضمنا هرروز سوره طلاق بخون حتما حتما

به خالم اینا زنگ زدم که نیاین نمیخوام اینهمه رفتیم بسشونه واقعا

ازصبح توفکرت بودم..عزیزم اونا از تنهایی تو سواستفاده میکنن..میخوان زهر چشم بگیرن.فقط نترس..حرفتو راحت بزن.از حقت دفاع کن..بزار همسرت بفهمه دخترقوی هستی و ضعف نشون نده هرگز

اصلا نگران رابطه هم نباش..سرتو گرم کن..جلوی پدرت خیلی خودتو غصه دار نشون نده..ضمنا هرروز سوره طلاق ب ...

خیلی ناراحتم خیلیم گریه کردم امروز سعی میکنم قوی باشم اما اعصابم اصلا خورده دست خودم نیست خیلی اعصابم صعیف شده

خیلی ناراحتم خیلیم گریه کردم امروز سعی میکنم قوی باشم اما اعصابم اصلا خورده دست خودم نیست خیلی اعصاب ...

محکم باش قوی باش.طلاق ب این راحتی نیست..زندگی پستی بلندی زیاد داره خودتو نباز..شوهرت بازیچه شده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز