2821
2789
عنوان

دست نوشته..

41 بازدید | 0 پست

آن شب ماه خواند و تو دور تر و دور تر شدی..

و من چشم شدم برای دیدنت..

گوش شدم برای شنیدنت...

لب شدم برای بوسیدنت...

و دست شدم و درآغوش کشیدمت و با هم دور تر از دور شدیم...


هی جز تو کسیو نیستم . آخه مگه دنیا یدونه از تو بیشتر داره ؟ تو با همه همه چیت فرق داره  باشی مگه آدم چیزی کم داره. هنو مثل بار اول میبینمت میره بالا ضربان قلبم. هنو میشم مات خندت .دوپامین ینی دستات لای دستم... :)
2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز