2777
2789

اول این تاپیک که لینکشو گذاشتم بخونین که ویژگی های مادرشوهرمه بعد از اون امروز بهم زنگ زده که کجایی نیستی (من بخاطر حرکاتش کم میرم و اگر هم برم با شوهرم میرم و کنارشم همش)واقعا و خدایی هم سرم شلوغه باردارم سه ماه دیگه زایمانمه با این وجود سرکارم شغل پراسترس البته خودمو کنترل میکنم از اونور ازمون داشتم با این تهوع شدیدم رفتم و قبول شدم حالا همه اینا به کنار مادرشوهرم یه بار هم نگفت کاری داری یا نداری منم توقعی ندارم ازش امروز زنگ زده که تو از من خوشت نمیاد که تنها نمیای اینجا و دوسم نداری با خنده گفت منم با خنده گفتم من دوستون دارم اونم گفت من که دوست ندارم یهو از زبونم پرید دل به دل راه داره😐😐😑بعد گفت حالا مهم اینه که شما خوشخبت باشین اینا هم میگذره من گفتم دارم میگم دوستون دارم شما میگی منو دوسم نداری با خنده گفتم اونم گفت وقتی میگم دوست ندارم تو باید بگی اگرم دوسم نداشته باشی من دوست دارم و حالا اشکالی نداره ان شاءالله شاد باشی نمیای دیگه!لطفا قبل از قضاوت تاپیک قبلیمو بخونین اینقدر خون به دلم کرده نمیتونم ببخشمش فقط احترامشو بخاطر شوهرم دارم با این وجود بازم چرت و پرت میگه!

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بیخیال باش خدارو شکر به اندازه کافی مشغله داری اهمیت بهش نده چه لوسه آدم این سن یعنی نمیفهمه آدم ...

میگه بیا تنها پیشم بمون!بخدا اون سری اینقد سرحرفاش اشکم دراومد بهم میگه عق چیه همش پسر میزان!خودش عشق پسره منم پسر دارم...به درک که بفهمه نمیخوام پیشش باشم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز