موقع اربعین بود خیلی راه رفته بودم گشنم بود خیلی رفتم ی موکب تو صف بودم نیم ساعتی تو صف بود نوبت ب من رسید گفت تموم شد اگه میگفتن یوسف و ذلیخا هرشب تو زندان تصویری حرف میزدن باور میکردم ولی اینکه گفتن غذا تموم شد نه...اخرشم گفتم قبول نباشع ناگهان ی سیلی صورتم خورد جوری ک گشنگی یادم رفت و صف غذا شد منطقه جنگی
ولی ایناییکه همیشه دست و پاهاشون یخه،،،خیلی بیشتر از بقیه گناه دارن😓😓چون خیلی بیشتر ازبقیه فکرمیکنن و همین باعث میشه بیشتر تمرکزقلب روی پمپاژ خون ب سمت مغزباشه.این آدما،آدمایین ک یک رنج بزرگی رو تحمل کردن و یک غصه ی بزرگ و یک زخم ناحق تو دلشون هست...💔💔
خوبم ممنون 🙏💐الان من از کوجا بدونم شما کی تشریف میارین🤣😐
نمیدونم هروقت گفتی .اینقد کارام زیاده مدرسه شروع شده هی یادم میره
ولی ایناییکه همیشه دست و پاهاشون یخه،،،خیلی بیشتر از بقیه گناه دارن😓😓چون خیلی بیشتر ازبقیه فکرمیکنن و همین باعث میشه بیشتر تمرکزقلب روی پمپاژ خون ب سمت مغزباشه.این آدما،آدمایین ک یک رنج بزرگی رو تحمل کردن و یک غصه ی بزرگ و یک زخم ناحق تو دلشون هست...💔💔
بروز رسانی میشهههه🤣اونروز برورسانی شده بود...این اکانت اولم بود ک تعلیق شدم مال خودمه این اکانت دوت ...
باشه فرقی نداره هرجا باشه .بروزرسانی برا هر لحظه پیام بدی تو هر تاپیک میاد دیگه .بریم اونجا .اونم میشه
ولی ایناییکه همیشه دست و پاهاشون یخه،،،خیلی بیشتر از بقیه گناه دارن😓😓چون خیلی بیشتر ازبقیه فکرمیکنن و همین باعث میشه بیشتر تمرکزقلب روی پمپاژ خون ب سمت مغزباشه.این آدما،آدمایین ک یک رنج بزرگی رو تحمل کردن و یک غصه ی بزرگ و یک زخم ناحق تو دلشون هست...💔💔
زدم پذیرش ولی نمیدونم چجوری پیام بذارم .ساعت ۲ نبودم .الان اومدم
ولی ایناییکه همیشه دست و پاهاشون یخه،،،خیلی بیشتر از بقیه گناه دارن😓😓چون خیلی بیشتر ازبقیه فکرمیکنن و همین باعث میشه بیشتر تمرکزقلب روی پمپاژ خون ب سمت مغزباشه.این آدما،آدمایین ک یک رنج بزرگی رو تحمل کردن و یک غصه ی بزرگ و یک زخم ناحق تو دلشون هست...💔💔
ولی ایناییکه همیشه دست و پاهاشون یخه،،،خیلی بیشتر از بقیه گناه دارن😓😓چون خیلی بیشتر ازبقیه فکرمیکنن و همین باعث میشه بیشتر تمرکزقلب روی پمپاژ خون ب سمت مغزباشه.این آدما،آدمایین ک یک رنج بزرگی رو تحمل کردن و یک غصه ی بزرگ و یک زخم ناحق تو دلشون هست...💔💔