azadeh_82 مدیر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2596 عنوان مشاعره | مشاهده متن کامل بحث + 734 بازدید | 157 پست چندین که گفتم غم با طییباندرمان نکردند مسکین غریبان 1402/10/20 | 20:51 1 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
پلاک_18 عضویت: 1402/09/24 تعداد پست: 3734 در مزن رفته ام از خویش کسی منزل نیست تا تونگاه میکنی کار من آه کردن استای به فوای چشم تو این چ نگاه کردن است
غمگینشونم عضویت: 1402/05/21 تعداد پست: 1572 در دیاری ک در او نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی یا رب مکن از لطف پریشان ماراهر چند که هست جرم و عصیان مارا تاپیک شعر عکس و چیزای ترسناک منو تگ کنین تنکس🥲🚶🏻♀️
azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2596 نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد دعا کن به شب چون گدایان بسوزاگر میکنی ادشاهی به روز
پلاک_18 عضویت: 1402/09/24 تعداد پست: 3734 یا رب سببی ساز که یارم به سلامت باز آید و برهاندم از بند م ... تو شبی در انتظاری ننشستهای چه دانیکه چه شب گذشت بر منتظران ناشکیبت
azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2596 نوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي سنگدل زودتر ميخواستي، حالا چرا آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
شایدمعلم3 عضویت: 1402/09/07 تعداد پست: 2299 در دیاری که در ان نیست کسی یار کسیکاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی
azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2596 تا تونگاه میکنی کار من آه کردن است ای به فوای چشم تو این چ نگاه کردن است تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیمگاهی از کوچه معشوقه خود میگذرم
پلاک_18 عضویت: 1402/09/24 تعداد پست: 3734 یا رب مکن از لطف پریشان مارا هر چند که هست جرم و عصیان مارا امدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حللا که من افتاده ام از پا چرا
karambakhsh عضویت: 1401/05/08 تعداد پست: 5328 در دیاری که در ان نیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی یاران همنشین همه از هم جدا شدندماییم و آستانه دولت پناه تو
پلاک_18 عضویت: 1402/09/24 تعداد پست: 3734 آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا آسمان چون جمع مشتاقان پريشان ميكنددر شگفتم من نميپاشد ز هم دنيا چرا
negara30 عضویت: 1400/01/27 تعداد پست: 4963 تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم گاهی از کوچه معشوقه خود میگذرم من مست می عشقم هشیار نخواهم شد وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2596 تو شبی در انتظاری ننشستهای چه دانی که چه شب گذشت بر منتظران ناشکیبت ترک آرزو کردم رنج هستی آسان شدسوخت پرفشانی ها کاین قفس گلستان شد
karambakhsh عضویت: 1401/05/08 تعداد پست: 5328 امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حللا که من افتاده ام از پا چرا الا یا ایها الساقی ادر کاسا ونا ولهاکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
پلاک_18 عضویت: 1402/09/24 تعداد پست: 3734 تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم گاهی از کوچه معشوقه خود میگذرم ما گذشتیم وگذشت انچه تو با ما کردیتو بمان با دگران وای ب حال دگران