2777
2789
عنوان

بنظرتون به عروس عمه شوهرم بگم؟؟؟

521 بازدید | 27 پست

اینارو میگم ک جریان ومتوجه بشیدبعد میرم سر اصل مطلب وبهم بگید ایا اینکارو کنم یانه؟جریان اینه ک پارسال شوهرم خطاکرد و بازنی که همسن مامانشه همسایه قدیمی روستای پدریشه بهم خیانت کرد این خانم پسراش همسن شوهرمه..خلاصه تامرز طلاق رفتیم وشوهرم همش کتمان میکردو افتاده بودبه غلط کردن که خیانتی نکردم میخواستم کمک مالی کنم ولی من مطمئن بودم چون بعدها از اطراف شنیدم خانم درستی نیست خلاصه باپادرمیونی بزرگترا ورفتن جفتمون به مشاوره یه فرصت نهایی بهش دادم بخاطر بچم خداروشکر پشیمونم نکرد وهرکاری میکنه تابهش اعتمادکنم منم کاملا زیرنظردارمش از پرینت خطش تا همه چی(شوهرم قبل این ماجرا هم خطاکرده بود) خلاصه میگم ک ۱۸۰ درجه تغییرکردوالان همش میگه فهمیدم اون مسیر درست نیست وپاموازش بیرون کشیدم وخیلیم محبت میکنه و دوست داشتنشو قشنگ حس میکنم حتی مشاورگفت خیلی دوست داره ونمیخوادازدست بده بخاطر خلع درونیش همچین کارایی میکرد ومن بهش کمک میکنم وتکنیک میدم توهم بهش فرصت آخرو بده چون من مشاورهای زیادی داشتم و فرق مرد تنوع طلب با مردی که بخاطر خلع درونی وروحی اینکارو میکنه متوجه ام

خلاصه ایناروگفتم که جریان زندگیمو بهتر متوجه بشید والانم خداروشکر خیلی باهم خوبیم وآرامش داریم اماااا من هریمدت یاد اون اتفاق پارسال میفتم الانم چند روزی حالم بده الان پایینو بخونید بگید اینکارو کنم یانه؟

جریان اینه این خانم ۳ ماه پیش بخاطر گندی که پسرش زده بود دولت خونشونو یه قسمتی ازشو خراب کرده وخودشونم نیستن وآواره شده بودن خونهای فامیل چون دولت اجازه نمیداد برگردن خونشون الان اطلاعی ندارم ازشون واخرین اطلاعم همین چندماه اخیر بود یه آدمایی باوضع مالی داغون خلاصه پسرعمه شوهرم خونشون نزدیک به این خانمس دلم میخواد از (زن )پسرعمه شوهرم بپرسم ک این خانمه الان کجا رسید ماجراشون و یطوری میخوام از وضعشون باخبر باشم که هنوز آوارس یانه که دل آتیش شدم خنک بشه

واینکه دلم میخواست سربسته بهش بگم ک این خانم پارسال چندباراز فرشاد کمک مالی میخواست و مابهش روندادیم راسته ک میگن خانم خرابیه؟؟

دلم میخواد اینارو بپرسم خانم پسرعمش دخترخوبیه وتوحاشیه نیست فکرنمیکنم بره بگه دلم میخواد اینارو بپرسم ک بیشتر ازش بدونم نمیدونم چرا ولی یه حس داغونی دارم نمیدونم کار درستیه انجام بدم یانه؟



ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خب بگو

خ‍‌س‍‌ت‍‌ه ک‍‌ن‍‌ن‍‌ه م‍‌ی‍‌ش‍‌ه ب‍‌رات ای‍‌ن #زن‍‌دگ‍‌ی وق‍‌ت‍‌ی روح‍‌ت ب‍‌ا س‍‌ن‍‌ت #اخ‍‌ت‍‌ل‍‌اف س‍‌ن‍‌ی داش‍‌ت‍‌ه ب‍‌اش‍‌ه..!🚶‍♀

گفتی لایک کن بیام بخونم

خ‍‌س‍‌ت‍‌ه ک‍‌ن‍‌ن‍‌ه م‍‌ی‍‌ش‍‌ه ب‍‌رات ای‍‌ن #زن‍‌دگ‍‌ی وق‍‌ت‍‌ی روح‍‌ت ب‍‌ا س‍‌ن‍‌ت #اخ‍‌ت‍‌ل‍‌اف س‍‌ن‍‌ی داش‍‌ت‍‌ه ب‍‌اش‍‌ه..!🚶‍♀

جریان اینه این خانم ۳ ماه پیش بخاطر گندی که پسرش زده بود دولت خونشونو یه قسمتی ازشو خراب کرده وخودشو ...

به نظرم بپرس غیر مستقیم چیزه بدی نمیخوای بپرسی مثله حالت کنجکاوی بپرس ..تا فکرت آروم شه ..

بپرس بنظرم بگو همسایه مون بود

همسایه قدیمی خونواده شوهرم و عمو وعمه های شوهرمه کلا همه میشناسنش ولی من فقط یک بار دیدمش ک قیافشم یادم نیست

اما ته دلم یطوریه دلم میخواست بپرسم بدونم ازش

میشه برام گزارش بزنید اینو؟لایک کنید زدید براتون حمد بخونم خواهش میکنمhttps://www.ninisite.com/discussion/topic/12669191/خانومای-باردار-نیاناجنه-ای-ک-تو-خونمن-ب-خوابم-میا

من فکر کنم جهان دیگری هم هست                                                                 خدا بگو جهان دیگری داری🌏🖤
جریان اینه این خانم ۳ ماه پیش بخاطر گندی که پسرش زده بود دولت خونشونو یه قسمتی ازشو خراب کرده وخودشو ...

عقل کم تجربه من میگه کار درستی نیست

کاش نادیدش بگیرید

🌾 نظافتچی ساختمان یک زن جوان است که هر هفته همراه دخترک ۴-۵ ساله‌اش می‌آید. امروز درست جلوی واحد ما صدای تی کشیدنش قاطی شده بود با گپ زدنش با بچه... پاورچین، بی‌صدا، کاملا فضول، رفتم پشت چشمیِ در. بچه را نشانده بود روی یک تکه موکت روی اولین پله... بچه: بعد از اینجا کجا میریم؟ مامان: امروز دیگه هیچ جا، شنبه ها روز خاله بازیه... کمی بعد بچه می‌پرسد: فردا کجا میریم؟ مامان با ذوق جواب می‌دهد: فردا صبح میریم اون جا که یه بار من رو پله هاش سُر خوردم! بچه از خنده ریسه می‌رود... مامان می‌گوید: دیدی یهو ولو شدم؟ بچه: دستتو نگرفته بودی به نرده میفتادیا... مامان همان‌طور که تی می‌کشد و نفس‌نفس می‌زند می‌گوید: خب من قوی‌ام. بچه: اوهوم... یه روز بریم ساختمون بستنی... مامان می‌گوید که این هفته نوبت ساختمون بستنی نیست.‏ نمی‌دانم ساختمان بستنی چیست؛ ولی در ادامه از ساختمان پاستیل و چوب شور هم حرف می‌زنند. بعد بچه یک مورچه پیدا میکند. دوتایی مورچه را هدایت می‌کنند روی یک تکه کاغذ و توی یک گلدان توی راه پله پیاده‌اش می‌کنند که "بره پیش بچه هاش و بگه منو یه دختر مهربون نجات داد تا زیر پا نمونم". ‏نظافت طبقه ما تمام می‌شود. دست هم را میگیرند و همین طور که می‌روند طبقه پایین درباره آن دفعه حرف می‌زنند که توی آسانسور ساختمان بادام زمینی گیر افتاده بودند. مزه‌ی این مادرانگی کامم را شیرین می‌کند. ‏مادرانگی که به زاییدن و سیر کردن و پوشاندن خلاصه نشده. مادر بودن که به مهدکودک دو زبانه، لباس مارک، کتاب ضدآب و برشتوکِ عسل و بادام نیست. ساختن دنیای زیبا وسط زشتی ها، از مادر، مادر می‌سازد. 🌸✏️سودابه فرضی‌پور

جریان اینه این خانم ۳ ماه پیش بخاطر گندی که پسرش زده بود دولت خونشونو یه قسمتی ازشو خراب کرده وخودشو ...

میتونی همینجوری محض کنجکاوی بپرسی بگی راسی فلانی چیشد و اینا سر بسته بپرسی

خ‍‌س‍‌ت‍‌ه ک‍‌ن‍‌ن‍‌ه م‍‌ی‍‌ش‍‌ه ب‍‌رات ای‍‌ن #زن‍‌دگ‍‌ی وق‍‌ت‍‌ی روح‍‌ت ب‍‌ا س‍‌ن‍‌ت #اخ‍‌ت‍‌ل‍‌اف س‍‌ن‍‌ی داش‍‌ت‍‌ه ب‍‌اش‍‌ه..!🚶‍♀

میتونی همینجوری محض کنجکاوی بپرسی بگی راسی فلانی چیشد و اینا سر بسته بپرسی

اره همینو میخوام بگم و بگم ک پارسال کمک مالی از فرشاد میخواس منم که خیلی حساس قشنگ زنه رو شستم چون شنیدم ادم درستی نیستی 

میگم راسته ک میگن ادم درستی نیست؟؟

اینارو هم ادامش میپرسم خوبه؟چون میخوام بیشتر ازش بدونم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792