2777
2789
عنوان

کوتاه از زندکی م صرف دردله

167 بازدید | 0 پست

زندگی قبلیم که مقصر اصلی و زندگی نکن بودن اون همسر سابقم بود تاپیک های دوسه  سال قبل خیلی درمورد ش نوشتم و تا زنده یود واسه مهریه بهش پیام میدادم

یا  برای خورد ریزهای از وسایلم 

اونم تا ازدواج مجدد نکرده بودم 

آخرین بار تابستون امسال پیام داد دو تاسکه راخودم میارم بهت میدم یا خانواده میارن برات

چون اجرا گذاشتم دو قسط ش رو چون مثل با زبون نمی‌خواست بده

وبعد دید توقیف شده ماشینش 

ترسید اومد داد به وکیلم حتی خودمم لزومی نداشت برم بگیرم

و اون روز که پیام دادم همون تابستون 

هیچی بهش پیام ندادم

اولین پیامش بود تو این بک سال که ازدواج مجدد کردم و بدون جواب

قبلش گفتم پیام میدادم اون موقع تنها بودم دیگه

خودشم برای بار سوم ازدواج کرد اون بهمن پارسال

من اسفند

خلاصه که آذرماه امسال فوت کزد و مابقی قسط مهریه رو یکجا گرفتم از پدرش همون گرمی اول شکایت کردم

تعداد مهریه رو تو تاپیک های قبلی همین یک ماه پیش هم گفته بودم

(((حالا از زندکی جدیدم

بین همسرم و همسر سابق ش خوب خیلی چیزها بوده بالاخره توی ۱۲ سال زندگی

بچه مشترک دارن

وهی این زن دنبال دردسره تو پیام ها

حالا هر چقدر همسرم کوتاهی کزده باشع

نیاید منی ک باردارم دچار اضطرابکنه

من میگم باشه قبول اما با خراب کزدن زندگی همسر سابقت چی گیرت میاد

میگم درسته ناراحته عصبانی)))

در واقع کن این حس ها رو وقتی فهمیدم 

(همسر سابقم بعد من ازدواج کرد 

اونم بار سوم که کسب که زندکی کن نبود و بچه دار نمیشد

با وجود ادن همه اذیت

 از سال ۹۹تا اسفند پارسال همچنان فکزم تو اون زندکی بودم دچار تنهایی دلتنگی و نوسانات خلقی و گاهی نفرت واسه اون یک سال ونیم آخر زندکی باهاش ((از سه سال زندگی ))

و همینطور اون موقعی که گفت نمی‌خوام‌ باهات زندگی کنم و قفل درعوض تا طلاق توافقی ۴ماه طول کشید 

واسه 

چقدردلتنگ اون زندگی خصوصایک سال ونیم اول چون 

رمانتیک زن دوست و ... همه این کارها واسه این بود آی وی اف کنم بچه دار شم براش

درسته قبولش کردم از اول ک با دروغ اومد و این درمان‌ها انجام دادم

چقدر خوشحال که این زن دوسته ولی با دروغ اومد جلو

و بعدش بهانه و آخرم قفل در و عوض کرد

و چهارماه بعدش توافقی جدا شدم اسفند ۹۹

چون همسر سابقم با من که ازدواج کرد من ازدواج دومش بودم

میگم این زور بود بعد من ننش بره واسه اخر عمری پسرش زن بگیره (( آخرم که فوت کرد) )چون زندکی کن نبود

من واسه ای و یاف خواست و انجام دادم

ولی خدا بهش بچه نداد صرف بچه دار شدن 

اینا به کنار چه قدر اذیتم کرد و دلم رد شکست

هرچند میگم تو که از ش بد میگی با اوم سن قیافش

پس از این نخواستن و رفت لیاقت نداشت

پس نیابد راحت باشی

اما پای زندگی  بود سه سال زندگی کرده بودم

 هرکجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است. پسرم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

حس ششم قوی

n_ah | 14 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز