2777
2789
🌺🌺 ابیات روانی شده را دور بریز این درد جهانی شده را دور بریز


زآن سوی او چندان کرم زین سو خلاف بیش و کم 

 زآن سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم  سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

روز  وصل دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

گرچه یاران غافلند از یاد من 

از من ایشان را هزاران یاد باد

آدما به اندازه ی سختی هایی که کشیدن ، سخت میشن!!

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

درسته ببخشید حواسم نبود سواد ینی سیاه؟ اون اسود نبود؟  

بنظرم از یه ریشه باشن

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

روز  وصل دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد گرچه یاران غافلند از یاد من  از ...

دارم‌امید عاطفتی از جناب دوست

کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

بلد نبودم ممنون ولی معمولا معنی سیاه میده، قدیما یه اصطلاحی بود که میگفتن دیدن سواد‌شهر، یعنی از دو ...

من کلا اچتباه زدم داداچ🤣سواد و سودا

آدما به اندازه ی سختی هایی که کشیدن ، سخت میشن!!
از آن زمان که آرزو چو نقش از سراب شد تمام پرس و جوی دل سوال بی جواب شد

دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود

تا خود صبح سخن از سلسله ی مو تو بود 

آدما به اندازه ی سختی هایی که کشیدن ، سخت میشن!!
درسته ببخشید حواسم نبود سواد ینی سیاه؟ اون اسود نبود؟  

نه عزیزم معنی دیگه سواد یعنی سیاهه یا تاریکی

مث جمعیتی که از دور میبینی 

روزها رفتند و من دیگر  خود نمی دانم کدامینم             آن منِ سرسخت مغرورم  یا   منِ مغلوبِ دیرینم    
از آن زمان که آرزو چو نقش از سراب شد تمام پرس و جوی دل سوال بی جواب شد

در دل آتش غم رخت تا که خانه کرد

دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد 

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

تو مو می بینی و من پیچش مو تو ابرو من اشارت های ابرو

ولله که شهر بی تو مرا حبس میشود

 آوارگی کوه و بیابانم آرزوست 

خدا کنه درست نوشته باشم

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

من کلا اچتباه زدم داداچ🤣سواد و سودا

مکن ای دوست غریبم سر سودای تو دارم

 من و بالای مناره که تمنای تو دارم



چرا رفتی چرا من بی‌قرارم

به سر سودای آغوش تو دارم 

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود تا خود صبح سخن از سلسله ی مو تو بود 

تا دل شب سخن از ...

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792