2777
2789
تا شدم حلقه به گوش در میخانۀ عشق هردم آید غمی از نو به مبارک بادم  

مایبم و دلی پر خون از هجر پری رویی

دیوانه‌ی زنجیری آشفته‌ی گیسویی


گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

دی شیخ گشت با چراغ دور شهر(شک دارم)  کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

اگه منم اشتباه نکنم: دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

یادش همه جا هست خودش نوش شما ای ننگ بر او مرگ بر آغوش شما

آمد سحری ندا ز میخانه‌ی ما

کای رند خراباتی دیوانه‌ی ما 

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

آمد سحری ندا ز میخانه‌ی ما کای رند خراباتی دیوانه‌ی ما 

اگر دردم یکی بودی چه بودی

اگر غم اندکی بودی چه بودی

به بالینم حبیبی یا طبیبی

ازین هر دو یکی بودی چه بودی

آدما به اندازه ی سختی هایی که کشیدن ، سخت میشن!!
آینه کلی تو را دیدم ابد دیدم اندر چشم تو من نقش خود

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

 یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید 

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز