درنیابد حال پخته هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام
من اشک سکوت مرده در فریادم ، دادی سروپا شکسته در بیدادم ، من هست به نیست دادم افسوس که نیست ، در حسرت هست پشت من پاک شکست ..
(( کاربر آقا )) ما ، زخمی آغوش هایی هستیم که به امن بودن صاحبانشان اطمینان داشتیم ... و ما روزی خواهیم رقصید ، روی همان زمینی که به ما درد را یاد داد ، با پاهایی خسته ، اما زنده خواهیم چرخید ، نه برای فراموشی زخم ، بلکه برای اثبات اینکه زخم پایان راه نبود ...