گفتم میخوام لوازم آرایشی مغازه بزنم.
با این حرفم کارش تو بندر رو ول کزد.
گفت میخوام اسنپ کار کنم.لوازم آرایشی هممیزنم.گفتم خوبه منم هستم.
گفت تو برو آرایشگرییاد بگیر.من میخوام دوتا شاگرد خانم بگیرم صبح ساعت ۷ تا ۱۲ شب کار کنیم.
گفتمپس زن میخواستی چیکار کنی؟
من جدا کارکنم توجدا؟؟
گفت چیه داری منو میخوری.
از قصد به ظرر تو از حرص تومیرم اینکارو شروع میکنم.
گفتم من ک چیزی نگفتم.کی حسودی.برو بزن.
. بعدشم لوازم آرایشی باید لوازم سالنی هم بیاری .چون لوازم روز مره آرایشی فروشش زیاد بدردت نمیخوره. لوازم سالنی گرونتره و زیاد میخرن.
گفت یکی بهت میگه تو باور میکنی؟اینا همش الکیه.
گفتم من زنم و این چیزا سرممیشه دارم راهنماییت میکنم..
گفت برو بابا.
واقعا از طرز صحبتش بدم اومد منو غریبه میدونه و کم عقل.منو نادیده میگیره.یا عقده چشم چرونی داره نمیدونم.همش هممیگه زشتی.اره چون ازش پول نمیگیرم. بهش پول میدم.کلعتی خانوادشون میکنم و...