چند شب پیش خونه بابام بودم از قبل یه شماره همش بهم زنگ میزد و چرندیات میگفت قطع میکرد من بلاک میکردم باز با ی خط دیگ مزاحم میشد بگید خبببب
بعد پیش داداشم نشسته بودم گوشیم زنگ خورد جواب دادم باز مزاحمه بود تا گفتم الو گفت الو کجایی اینقدم دیگ صمیمی شده بود
من قطع کردم
وای داداشمو میگید بلند شد
وایساد داد زدن بخدا کل رگای گردنش زده بود بیرون من از شدت خنده داشتم زمینو گاز میزدم اما اون کاملا عصبی و جدی بود سریع شماره رو گرفت و کلی دادو بیداد کرد
و قطع کرد
خلاصه دادای بشه ی من جواب داد و دیگ اون مردک زنگ نزد
داداشم خیلی کوچولوهه واسه همین من همش میخندیدم
بعدشم منو بوس کرد گفت ابجی اگر یبار دیگ زنگ زد برو شکایت کن گفتم ای بروی چشم