ببین من بعد ۶ سال عشق و عاشقی
مجبور شدم ازش جدا بشم اونم مجبور شد
بخاطر مخالفت شدید باباش
هرکاری کردیم نشد بهم برسیم حالمون بده اونم حالش بده
تازه اون بیشتر عاشقم بود منم ک میمیرم براش
الان چی قلبم درد میکنه حسرتش تو دلمه
خستم خوابم میادا ولی تا ۴ ۵ قلب درد نمیزاره چشمامو ببندم
دلتنگشم
داغونم
حسرتش تا روز مرگمم تو دلم میمونه
عشق اول و اخرم بود دیگه عاشق نمیشم
خیلی ضربه خوردیم
الان دوتامونم افسرده ایم