دیشب برای من چیزی نخریدهبود برای مامانش پول دادهبود به خواهرش که براش کادو بخرن
اول فقط من دعوا کردم کمکم اونم شروع کرد گفت من پسرشم برای مامانم همه چیز میخرم اما دیگه از امسال نه تولد داریم نه روز زن نه عید هیچی
بحث کردیم بحث کردیم تا جایی که یکی زد به سینهم یکی زد به دهنم که داخل لبم خون لخته شد
بعد من ساکت بودم اما خودش شروع کرد گفت من مامانمو هیچوقت با تو عوض نمبکنم منم گفتم پس بگو همون بهت سرویس بده باز یکی زد رو رونم
برای اولین بار تو این ۳سال شبو قهر خوابیدیم اما صبح ذره ذره منتکشی رو شروع کرد و الانم که زنگ زد و گفت واسه خودت و مامانت کادو خریدم
حالا من خجالت میکشم و میگم ای کاش بخاطر مال دنیا باهاش دعوا نمیکردم🤦🏻♀️