شب عروسی وقتی ساعتای ۷ بعد از ریکاوری تو ارایشگاه شوهرم اومد دنبالم گفتم من ضعف کردم برام یه انرژی زا از سوپری بغل ارایشگاه بگیر شروع کرد بهم فوش دادن ک تو احمقی نمیفهمی دیر شده باید زود بریم تالار خلاصه چن دقه ای باهام بحث کرد تا اخر رفت برام خرید
چوبخت عرب بر عجم چیره گشت همه روز ایرانیان تیره گشت ﺯ ﺷﯿﺮ ﺷﺘﺮ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺳﻮﺳﻤﺎﺭﻋﺮﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﺭﮐﻪ ﺗﺎﺝ ﮐﯿﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﺭﺯﻭ دربغ است که ایران ویران شود