2777
2789
عنوان

شب عروسی

300 بازدید | 14 پست

شب عروسی وقتی ساعتای ۷ بعد از ریکاوری تو ارایشگاه شوهرم اومد دنبالم گفتم من ضعف کردم برام یه انرژی زا از سوپری بغل ارایشگاه بگیر شروع کرد بهم فوش دادن ک تو احمقی نمیفهمی دیر شده باید زود بریم تالار خلاصه چن دقه ای باهام بحث کرد تا اخر رفت برام خرید 

تعداد رای : 10
نظرسنجی
۱
5
50%
۲
1
10%
۳
4
40%

  

چوبخت عرب بر عجم چیره گشت همه روز ایرانیان تیره گشت  ﺯ ﺷﯿﺮ ﺷﺘﺮ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺳﻮﺳﻤﺎﺭﻋﺮﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﺭﮐﻪ ﺗﺎﺝ ﮐﯿﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﺭﺯﻭ دربغ است که ایران ویران شود  

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مگه میشد همچین کاری کرد؟؟ وختی همه تو تالار منتظرن

اره.من نمیتونم زندگی با چنین ادمیو تحمل کنم.پول تالارو خددتون دادین چی میشد دیرتر میرسیدین؟چرا توهین سر یه موضوع احمقانه؟؟

والا من کاری که گفتمو راحت انجام میدم


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792