من ۱۸ سالمه
دوستم یه موردی رو به من و من رو به اون مورد(خواستگار)معرفی کرده بود چند ماه قبل
خب راستش درسته وضع مالی خوبی نداشت اما مورد خوبی بود ولی من به نظرم الان برای اداره زندگی نه آگاهی لازم رو دارم نه شرایط لازم رو من هر روز دکترم خیر سرم استرس اضطراب تازه دارم برای کنکوری میخونم و خیلی برام مهمه و کلاً شرایطش نبود درسته مثلاً چند جلسه خواستگاری به معنای ازدواج نیست اما اگر میشد حس میکردم که این وسط یه ظلمی به طرف مقابل کردم چون شرایطم اصلاً برای همچین چیزی نیست دوستمم اشتباه کرد با اینکه شرایطم رو میدونست چنین کاری کرد💔
چون بعدش بحث هایی تو خونمون پیش اومد که خیلی ناراحت شدم تازه دست از پیگیری برداشته ولی بازم غیر مستقیم میگه بهم
این وسط مامانم خیلی ناراحت شد همش میگفت اون خیلی خوب بود و فلان ، بعضی وقت ها قشنگ میگه که دلخوره 😕 چی بگم به مامانم که بدون جر و بحث یادش بره این قضیه؟ تازه بعدش یکی خواستگار دیگه هم بود که خیلییییییی اصرار داشت و باباش و بابام رو میشناخت و از این طریق گفته بود این یکی رو هم بابام میگفت بیان مامانم از سر دلخوری نگفت نه خیر لازم نکرده منم کلاً راضی نبودم