2777
2789
عنوان

خواستگار

| مشاهده متن کامل بحث + 175 بازدید | 22 پست
واییی نه توروخدا اول کنکور اوکی کن بعد وارد این حاشیه ها شو، نزار خواستگار راه بدن بعد به خودت میای ...

آره خیلی درگیر کنکور هستم اصلاً شرایطش رو نداشتم کلاً منتها مامانم ته دلش ناراحته 

وا😐

شاید بهت بربخوره ولی اره عزیزم

تربیت ی دختر ۱۷ ۱۸ساله راحت تره

زود باردار کنن ک دانشگاه نره یا حضوری نخونه

سرکار نره چشمش ب پول شوهرش خشک بشه 

براش طلا هیچی نخرن 

توسرش بزنن کار مفت بخوان ازش

دلشونم نخواست با ی بچه با دیپلم بی دیپلم پرتش کنن بیرون

زیاد دیدم تو سایت

در پیش باطلان جهان حرف حق مگو / منصور شد هلاک ز حق گفتن این چنین .......اسمم برگرفته از کتاب چرند و پرند دهخداست به معنای چرند بودن نظراتم نیست دوستان😐

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

کلاً میگم من خودم نزاشتم بیان خونه حتی چون حس می‌کنم آمادگیش رو ندارم و فقط باعث اعصاب خوردی طرف میش ...

خب الان حتی فکرش هم نداشته تو درس بخونی که الان اومدی تایپیک بزنی، یک چیزی که توی دست خانواده ها بیافته دیگه برگشت به گذشته سخت میشه

خب همینو بهش بگو ،بگو فعلا شرایطش و ندارم و تایمش هم نیست ،،، ببین ازدواج زود مثل اینه که گرسنت نباش ...

به مامانم میگم ، میگم ببین شرایط منو کجام به ازدواج میخوره میگه نه اون خیلیییی پسر خوبی بود چی کم داشت مگه هعیی میگم مشکل از منه میگه نه تو بهونه میاری 

آره خیلی درگیر کنکور هستم اصلاً شرایطش رو نداشتم کلاً منتها مامانم ته دلش ناراحته 

به مامانت بگو، اگر یه روزی من توی درس هیچی نشدم و ته اش فقط راه شوهر موند میتونی بشینی ناراحت باشی برام

خب الان حتی فکرش هم نداشته تو درس بخونی که الان اومدی تایپیک بزنی، یک چیزی که توی دست خانواده ها بیا ...

آره اتفاقاً فردا هم امتحان دارم خیلی ذهنم درگیر شده از طرفی هم دوستم همش یادآوری می‌کنه میگم بابا تو اصلاً نباید همچین کاری میکردی میگه بده به فکرت بودم😑

به مامانت بگو، اگر یه روزی من توی درس هیچی نشدم و ته اش فقط راه شوهر موند میتونی بشینی ناراحت باشی ب ...

آره میگم الان آمادگیش رو ندارم باید برم دانشگاه کنارش آگاهیم رو برای ورود به زندگی مشترک و اداره زندگی بالا ببرم امروزه دیگه اینطوریه ، حالا نمی‌دونم چرا اینقدر ارزش قائله به این پسره انگار بچه خودشه در این حدددد 😐

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108