میدونی چون تو این قضیه دونفر بودیم مطمعنتر میشم ک چیزی ک دیدم توهم نبوده
اول بگم ک خونه بابام ی حیاط بزرگ داره و دوتا پنجره ک اگ کنار پنجره بشینی راحت تا ته حیاطو میبینی
شاید ده سال پیش بود...ساعت دوازده شب بود با مامانم نشسته بودیم سریال میدیدیم
جفتمون کنارهم نزدیک پنجره بودیم چون بخاریم همونجا بود
زمستون بود ی برف ریزی زمینو پوشونده بود
داداشم شونم خونه کناری ما زندگی میکردن
یهو صدای در حیاط اومد ک باز شد من برگشتم نگاه کردم دیدم ی جوون خوشتیپ و قدبلند از در رفت بیرون و درو بست
درو ک بست مامانم گف کی بود گفتم نمیدونم لابد داداش بوده
زنگ زدیم ب داداشم ک چیشده اومدی توحیاط این موقع شب؟!
گف من نبودم ک من دوساعته خابیدم
😐
سریع با مامانم رفتیم تو حیاط کوچه رو دیدیم کسی نبود و جالبتر این ک اصلا رد پایی رو برفا نبوووود
حتی ردپایی ک یذره برف روش باریده باشه و محو شده باشه