چقدر قشنگ
خواهر من از ایران رفت کلا ایرانم ک بود مدلش بود منفی ها رو یا آب وتا ب بهم میگفت ومن حرص میخوردم حالا ی روز میخواستن برن بیرون پارک منم رفتم باهاشون ولی نمیدونی خواهرم چه تیکه هایی بهم انداخت با غرور ک انگار ما تو رو آوردیم
البته قبل اون بدون منت شدهرمو من اونا رو بردیم پارک چند بار
کلا خواهرم مدلشه غم ها وچس ناله هاشو بهم میگه منم کلا آدم غصه خوری ام وحامله شدم بدتر شدم
حالا فامیلمون از خارج اومد قسم خورد انقدر شاده میره پارتی همش میرقصه وگفت بخدا ک دروغ میگه به فامیلمون گفته اگه ب قبل برگردم صد بار میام اینجا ولی ب من میگه اینجا بده و... منم حرص میهورم میگه من زندانی ام اینجا خانواده شوهرم نمیزارن بیام بیرون ولی فامیلمون قسم خورد ک از تو خیلی خیلی خیلی بیشتر بیرونه وهمش فروشگاههه نمیدونم چرا انقدر میخواد منو غصه بده