بچه ها من یه دوره پر استرس روگذروندم، عقد کردم سر سه ماه خواستن طلاقم بدن و به هیچ صراطی مستقیم نشدن حالم خیلی بد بود تو روند طلاق بودم یکی از اعضای خانوادم بیمار شده بود و خانوادهی همسرم نگران بودن نکنه منم مثل اون بشم ولم کردن و تو سختی تنهام گذاشتن، هر روز پیام میدادم به شوهرم التماسش میکردم طلاقم نده و اون قبول نمیکرد یا اصلا جواب نمیداد، رفتم دکتر روانپزشک با قرص آرامبخش آروم میشدم تا اینکه پناه برم به خدا و شروع کردم به نماز خواندن واقعا نمیخوام شعار بدما ولی چنان از درون آروم شدم که قرصای آرامبخشو قطع کردم و خودم با دستای خودم شماره و عکسامونو پاک کردم حتی فکرمیکنن اگه شوهرم بخواد منو این منم که دیگه نمیخوامش که اینقدر سختی بهم داد، خلاصه با نماز خیلی آروم شدم، هزار بار از خدا ممنونم که به قلبم آرامش و صبر داد
امیدوارم خودش حق منو ازشون بگیره...