بخاطر فرقی بسیار رررررررزیادی که مادرم بین منو خواهرم میزاره توجه همه خانواده به خواهرم هس بیشتر به اوناحترام میزارن هوای اونو بیشتر دارن در کل همه خواهرم رو بیشتر دوست دارم ۷سال از من کوچکتره من کل رو پام خودم بودم رفتم سرکار قبل ازدواج هیچ هزینه ای برا جهیزیه من ندادن همه رو خودم خریدم حتی تو خریدشم همرام نبودن با همسرم میرفتم در کل همه ی کارم تو تنهایی انجام دادم ولی خواهرم کل خورد وخوابید تا سی سالگی با بهترین جهیزیه و عروسی فرستادن خونه شوهر هیچ کسم جرات نداره از گل کمتر بهش بگه الانم کل خرج زندگیش رو مادرم میده ولی اصلا بمنو دوس نداره آه شب برم خونه اش ی هفته افسرده ام میخوا کل فراموش کنم همه اشون رو ینی کات کامل البته خیلی احساسی هستم و مادرم رو وااااقعا دوس دارم ولی تحمل این هم فرق رو ندارم چکار کنم.پدرم ندارم