لطفا کسایی که میخوان با بی احترامی نظر بدن تاپیکو ترک کنن
دلم برای خودم میسوزه که با شوهرم هیچ مشکلی ندارم اما عذاب زندگیم شده مادرشوهر
ما ازشون دوریم
هروقت چس ناله داره زنگ میزنه فقطم وقتی شوهرم سرکاره به شوهرم میگه بابات منو اذیت میکنه با فلانی مشکل دارم پام درد میکنه و....
اما هروقت خوشه عروسی و اینور اونور حتی یادش از شوهرم نمیاد یک زنگ بزنه
شوهر ساده منم اصلا این قضیه رو نمیفهمه
همش در حال دلسوزی مادزشه خودشو پیر کرده
من حق دارم ناراحت بشم یا نه؟