شوهرم کارش پخشه و پخش مرغ و اینا و تقریبا مثل ویزیتور شغلشه و هر روز شهرستان میره تا بارو بفرسته و قبلا هم خطا کرده بود وتامرز طلاق رفتیم و بخشیدمش بخاطر بچم فرصت نهایی دادم چون شوهرم خوبیای زیادی داشت خلاصه الانم خیلی خوب شده همشم بخواد بره جایی زنگ میزنه ک دارم میرم فلان جا همشم زیر نظر دارمش هیچ موردی ندیدم
تنهایی هم جایی نمیره و اهل رفیق اینا نیست فقط سرکارو میره شهرستان صبح میره غروب برمیگرده
اما واسه من سختی میگیره نمیگم خیلی سختگیری مثلا بخوام برم خونه فامیلی بخوام برم پارک نزدیکمون و محله های نزدیکمون بااسنپ یا دکتر و چیزی کار نداره اما مثلا فردا باید برم مصاحبه شغل مرکز شهر ک خیلی شلوغه و اینا و هنوز بهش نگفتم ولی مطمئنم میگه با داداشت برو
الان فکرم مشغول اینه اقایون چقدر آزادن بااینکه خطا دیدم ازش اما جایی واسش کارپیش بیاد تاشهرستانم بره نمیتونم بگم کسیو ببر بات
اما من که هیچ موردی ازم ندیده بخوام برم مرکز شهر باید باکسی برم
ایا حق دارم عصبی باشم؟؟؟یازیادی حساس شدم