سلام خوبین
من خواهرزادم سه سالشه خواهرم 25
عمم 30 سالس مجرده
خواهرم هلند زندگی میکنه اومدن ایران با همسرش و دخترشون
بعد اومد دیدن پدربزرگم مادربزرگم و شام
ولی خواهرم خیلی خسته بود خیلی خوابش گرفت این بچه اومد پیش من
خواهرزادم عاشق تنقلانه و اسنک تا شام و برنج اصلا دوست نداره بعد بچگی ساعت خوابش هم بهم ریخته بود بخاطر هواپیما
دسر درست کردن تیرامیسو
انگشت روش زد خواهرزادم دستش خورد کوچولوعه کلی داد زد سرش بعد پسرعمم که 10 سالشه اومد خراب کرد دیزاینشو هیچی نگفت
بعد خواهرزادم گفت من بازم میخوام خاله
رفت به عمم گفت