باشوهرم دعوام شد داشتم دق میکردم حالم بد بود زدم بیرون شوهرمم خوابه متوجه نشد ک ازخونه رفتم بیرون. ترسیدم برم بیرون دیروقته رفتم تو پارکینگ همینطوری ناراحت نشسته بودم و ب سقف پارکینگ نگاه میکردم یهو یه چیز سفید مثل مِه دیدم ک تو یه ثانیه رد شد شبیه دود بود طبقه سومیم ندونستم چطور تابالا اومدم قلبم تندتند میزنه خیلی ترسیدم یعنی چی بود؟