بعد دید خوابم دارم به این نتیجه ها میرسم هیچیم راجبش نمیدونم یه مدت از مهر ماه تو کارم گره افتاد ببین اصلا یجور خنده دار من دختری بودم که موفق بودنش عالی بودن تو کارش زبان زد شهر بود معلم ابتداییم به حدی بود کلاس های من که از تیر ماه واسه سال تحصیلی جدید پر میشد همین تابستون دقیقا ۵ تا مدرسه منو میخواستن برا تدریس سر سازماندهی من دعوا بود محرمانه سازماندهی شدم رفتم یه مدرسه خوب تعداد بالا یه هفته دوهفته اصلا اوضاع یجوری پیچید بهم
درسته انسان جایز الخطاست ولی یهو یسری اولیا برعلیهم شدن چند تا همکار پشت سرم داستان چیدن خونمونو عوض کردیم من دیگه کلاس هامو کنسل کردم این داستان همکارا و اولیا پیچید بهم مدرسمو جابجا کردم ارائه پایان نامم خراب شد در حالی که من کل دوران کارشناسی و ارشدم خدا شاهد جای استادا ارائه میدادم الانم حتی به خودم نیومدم اطرافیانم باورشون نمیشه هی میگن جیشده اخه بهت چرا اینجوری شدی دست به هرچی میزنم هر اقدامی میکنم خراب میشه اصلا ریطی به تلاشم نداره انگار ادما از من بدشون میاد
چند روز پیش یه خواب طولانی دیدم یه خانم بهم میگفت تو رو طلسمت کردن از اونجایی که اصلا حتی ذره ای اعتقاد ندارن میخندیدم تو خواب گفت کف دستاتو بیار کف دستم همش نوشته های عربی جک شده بود ترسناک بود
گفت یه خانم با اسم امامی و لاغر طلسمت کرده
اخه من کسیو ندارم دورم یه دخترم نه پدر داره نه مادر دست مادربزرگ و عمه بزرگ شده داره جون میکنه کار میکنه درسشو میخونه با این مشخصات هم کسیو نمیشناسم نزدیکم
بنظر شما طلسم شدم؟؟ از خواب ترسیدم همش تو ذهنمه