۱۷سالگی به طور اتفاقی با مادرش آشنا شدم
ولی نمیدونستم مادر همون پسریه که تو خواب دیدم
و ۲۷سالمه و چند روز پیش دیدمش
مات و مبهوت موندم
چون خانومشو میشناختم (خانومش هم محله ای بود)
از اونجا فهمیدم این پسر ،پسر همون خانومیه که ۱۷سالگی باهاش آشنا شدم
قرار بوده همسر من بشه
ولی نمیدونم چرا تقدیر عوض شد
۱۷سالم بود ،مدرسه ها تازه باز شده بودن
اولین جمعه بود
مامانم گفت میخوایم با گروه محله ای بریم امامزاده داوود
من بچه بودم رفته بودم امامزاده داود و دوس داشتم بازم برم
یادمه شنبه املا از کلمات انگلیسی داشتیم
و منم کتابو دفتر برداشتم تو راه تمرین کنم