2777
2789
عنوان

پام رفت روی پای شوهرم

565 بازدید | 11 پست

داشتم رد میشدم خونه تاریک بود پام‌رفت روی پای شوهرم گفت کوری 

اصلا منو نمی‌بینه همش به بچه توجه داره بوسش می‌کنه قربون صدقش می‌ره خیلی 

من لباس کوتاه می‌پوشم زیادم لاغر نیستم 

اما اصن چیزی نمیگه نظری نمیدع 

به حرفم می‌کنه گهگداری 

مثلا پریشب اومد خاست بره حمام گفتم قبل رفتن نت وصل کن لازم دارم ازدرحمام برگشت اومد وصل کرد رفت 

اما حرف زدن و توجه نه 

قبلنا اینجوری نبود 

میدونم شایدم مقصر خودمم 

آخه من قبلنا چندباری مشکلات بینمون و دعواهامون رو به خونوادش گفتم اونام منت کردن 

انکار بدگویی کرده باشم خودشم غیرمستقیم گفته چندباری که همه چیز میگی فلان 


بنظرتون میشه جبران کرد 

یا دوباره ساخت 

یا اعتماد جلب کرد یا کاری کنم دوباره خوب باشه باهام 

بگین توروخدا 

اصن دوسم داره 

گاهی حس میکنم فقط بخاطر بچه ای 

از آدمهایی که فکرشو نمی‌کردم رودست خوردم 

نه بنظرم هرکاریم کنی از چشمش افتادی

دقیقا شوهرمنم هرچی میشع دعوا میشه به خونواده ها میگه واقعا دیگه خوشم نمیاد ازش

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران ما گذشتیم و گذشت انچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نه بنظرم هرکاریم کنی از چشمش افتادی دقیقا شوهرمنم هرچی میشع دعوا میشه به خونواده ها میگه واقعا دیگه ...

پس میگی ازم متنفره

از آدمهایی که فکرشو نمی‌کردم رودست خوردم 
پس میگی ازم متنفره

نه ولی دیگه مثل قبل شاید نباشی براش بازم زنا بامردا متفاوتن من از دید خودم گفتم

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران ما گذشتیم و گذشت انچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران
هر مردی ی قلقی داره  اونو ب دست بیار

میدونی گاهی امتحان کردم مثلا دیشب گفتم میخام برم چیپس پفک بخرم گفت هرچی میخای بگو خودم میخرم هواسرده خودش خریده بود حالا نمیذونمم شاید بخاطر بچه که نبرمش گفته بود میخرم 

نمی‌دونم 

اما حالا که فک میکنم گاهی خوب شدیم مثل قبلنا شده بودیم انگار فراموش کرده باشه واقعا میگم محبت میکرد 

اما خود نادونم نمی‌فهمیدم باز همین اشتباه و تکرار کردم 

ایندفعه دیگه هیچی به خونوادش نمی‌گم ازاین به بعد دیگه نمبگم و اشتباهم هست اونا بفهمن بادست خودم  راه دخالت باز میکنم راه فضولی باز میکنم  شوهرم یادمیگیره اونم‌همین کار بکنه آخرم میگن مقصر منم 

امیدوارم گذشت زمان و محبت من باعث شه دوباره نزدیکم بیاد ...اما یک چیز بنظرم منو دوست داره زیاد فقط دلخور که اینجوری رفتار می‌کنه ....مگه نمیگن کسیو دوست داشته باشی  خیلی ناراحت میشی ازش و توقع نداشتی ازش 

 

از آدمهایی که فکرشو نمی‌کردم رودست خوردم 
میدونی گاهی امتحان کردم مثلا دیشب گفتم میخام برم چیپس پفک بخرم گفت هرچی میخای بگو خودم میخرم هواسرده ...

دعواهاتونو ب هیچکسسسسسس نگو 

 محبت کن کارایی ک دوسداره رو انجام بده  ولی همه چیز متعادلش خوبه  قلقشو ب دست بیار ببین چ بیشتر خوشحالش میکنه

خستم از جماعت زنده کش مرده پرست 

گذشته رو ول کن بعضی از مردا بعد از ازدواج اخلاق شون تغییر میکنه

شاید درگیری فکری داره ک توجه نمیکنه من خودم چون خیلی تو فکر میرم مامانم یه جیزی رو باید چند بار تکرار کنه🚶‍♀️

چاق و چله نیستم🦖                                                            ما فقط یکبار زندگی نمیکنیم... ما هر روز زندگی می کنیم🌱 اما فقط یکبار می‌میریم!                                                                     بیا زندگی کردنو به خودمون سخت نگیریم، بیا آروم تو ذهنمون تو قلبمون از زندگی لذت ببریم❤️‍🩹

شایدم دلخوره

چاق و چله نیستم🦖                                                            ما فقط یکبار زندگی نمیکنیم... ما هر روز زندگی می کنیم🌱 اما فقط یکبار می‌میریم!                                                                     بیا زندگی کردنو به خودمون سخت نگیریم، بیا آروم تو ذهنمون تو قلبمون از زندگی لذت ببریم❤️‍🩹
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز