2777
2789
عنوان

خستمممم

68 بازدید | 9 پست

از زندکی خسته شدم نمیخام بزرگ شم همش به این فکر میکنم الان ۱۶ سالمه دیگه بچه نیستم دیکه اون بچه کوچولو نیستم همش بخاطرش گریه میکنم دیگه باید روی پای خودم وایسم هیچ تکیه گاهی ندارم بغض میگیرتم کل گلوم درد گرفته الان که  مینویسم نمیخام بزرگ شم 

مخصوصا چون اختلاف سنی ۴۵ ساله با مادر پدرم دارم 

همش یهویی یاد گذشته میوفتم میبینم اهههه چقدر سریع گذشتتت 

یه ادمی که سنش زیاده خواهشا یه متن طولانی برام بنویسه مخصوصا از تجربه خودش بگه الان زندگیش چطوریه و تو سن من چطوری بود کلا...

فقط میگم بهت الکی با این حرفها لحظات خوش کنار پدر مادرتو از دست نده بعد حسرت میخوری حالا کلی راه داری کلی زمان واسه زندگی و تجربه دو سال دیگه به الانت میخندی پنج سال دیگه طرز فکرت یه جور دیگه میشه یه چیزای دیگه مهم میشه واست پس بیخیال این حرفها تا میتونی تلاش کن و بساز خودتو یه جورایی .پیشرفت کن ورزش کن زبان یاد بگیر درس بخون دوستای خودتو نگه دار و بقیه رو رد کن برن سعی کن پس انداز یاد بگیری از الان و تو انتخابات دقت کن.من خیلی سنم پایین بود تنها شدم و مستقل از ۱۷ سالگی کار کردم و الان یه پسر ۹ ساله دارم و شغل دارم و زندگی خداروشکر

فقط میگم بهت الکی با این حرفها لحظات خوش کنار پدر مادرتو از دست نده بعد حسرت میخوری حالا کلی راه دار ...

الان بددوسال پیشم میبینم گریه میکنمم

گلوم درد گرفته بعض کردم اصلا

یکی توی یه تاپیک دیگم بود نوشته بود ۴۵ سالشه پدر مادرش ۸۰ سالشون میگفت خیلی سخته میبینشون تو اون حالت منم خودمو تصور کردم حالم بد شده الان میخام خودکشی کنم اصلا

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

الان بددوسال پیشم میبینم گریه میکنمم گلوم درد گرفته بعض کردم اصلا یکی توی یه تاپیک دیگم بود نوشته ...

بیخیال بابا زیادی وابسته ای خداروشکر که هنوز زنده ن پیشتن به نظرم اضطراب شدید داری به چیزای خوب فکر کن به این فکر کن خودکشی کنی مامان بابات چه حالی میشن جان من بیخیال زندگی کل

بیخیال بابا زیادی وابسته ای خداروشکر که هنوز زنده ن پیشتن به نظرم اضطراب شدید داری به چیزای خوب فکر ...

شما خودت  با پدر مادرت چطوری بودین یا هستین؟ مهصپصا تو سن من 

شما خودت  با پدر مادرت چطوری بودین یا هستین؟ مهصپصا تو سن من

من سن خیلی کم از دست دادمشون پیش مادر بزرگ و بعد عمو و عمه و اینا بزرگ شدم تا خودم مستقل شدم ولی بهت بگم تا میتونی بهشن مهربونی کن نگو اه کی حوصله داره باهاشون مهربون باش خوشحالشون کن من تا پیش مامان بزرگم بودم زندگیم خوب بود و راضی بودم و کلی دوسش داشتم با همه گیر دادناش و غر غراش الان دلم تنگ هموناست به خدا ایشالا که همیشه سایه شون بالاست میمونه عزیزم سنت کمه به این چیزا فکر نکن به جاش با پیشرفت و خوشحالیت خوشحالشون کن

من سن خیلی کم از دست دادمشون پیش مادر بزرگ و بعد عمو و عمه و اینا بزرگ شدم تا خودم مستقل شدم ولی بهت ...

خودم خیلی سعی میکنم ولی نمیتونم فکر نکتم بهش بنظرت همین الان چیکار کنم از مغزم بره بیرون

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز