بغلم کرد گفت نگران نباش من هستم
کاش همچین داداشی داشتم
داداش خودم ده سال سراغی ازم نگرفته اخرین بارم بهم گفت دیگه به من زنگ نزن
الانم دو ماه خونه پدرمم حتی زنگ نزده سر نزده نگفته خرت به چند
داداشی که مجرد بودم ادعا می کرد چقدر دوسم داره
کاش لااقل خدا یه برادر بهم داده بود که ادم بود
کاش اون داداشی که تو خواب دیدم واقعا داشتم