شب یلدا خونه مادرشوهرخواهرم بودیم یلدایی برای خواهرم بردیم جاری و خواهرشوهرخواهرم بهم محل نذاشتن ازاول تاآخرمهمونی بامن حرف نزدن جاریش همش بهم اخم میکرد بهم اصلاخوش نگذشت
اره والله ناراحت میشم و سعی میکنم روابطم رو باهاشون محدود کنم! اصولا باید تحویلتون میگرفتم چون شما اونجا مهمان بودین و اونا یه جوری میزبان محسوب می شدند
نه چرا باید افرادی که شاید مجبورم سالی یه بار حتی مم بعد کمتر هم میشه رو ببينم برام مهم باشه که چجور رفتار میکنند.اشتباه دومت این بوده که بهت خوش نگذشته باید بیشتر شاد میبودی
حسودیشون شد و اینکه البته ناراحت میشم ادم به روز باز میره خونه کسی نه به سفره باز
آخه مارسم داریم بعدعروسی اولین بار خانواده عروس برای دخترشون یلدایی ببرن ماهم کل چیزبردیم جاریش داشت میترکید ازحسودی باشوهرش دوتایی همش به مامیخندیدن و مسخره میکردن از حرصشون